chicaning

[ایالات متحده]/ʃɪˈkeɪnɪŋ/
[بریتانیا]/ʃɪˈkeɪnɪŋ/

ترجمه

v. عمل فریب دادن یا حقه زدن; عمل کلاهبرداری

عبارات و ترکیب‌ها

chicaning tactics

تاکتیک‌های فریبکارانه

chicaning behavior

رفتار فریبکارانه

chicaning arguments

استدلال‌های فریبکارانه

chicaning practices

روش‌های فریبکارانه

chicaning strategies

استراتژی‌های فریبکارانه

chicaning methods

روش‌های فریبکارانه

chicaning claims

ادعاهای فریبکارانه

chicaning techniques

تکنیک‌های فریبکارانه

chicaning remarks

نظرات فریبکارانه

chicaning issues

مشکلات فریبکارانه

جملات نمونه

chicaning during negotiations can lead to misunderstandings.

دستکاری در مذاکرات می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

the lawyer was accused of chicaning to delay the trial.

وکیل به دستکاری برای به تعویق انداختن دادگاه متهم شد.

chicaning is often seen as a tactic in competitive sports.

دستکاری اغلب به عنوان یک تاکتیک در ورزش‌های رقابتی دیده می‌شود.

he resorted to chicaning to win the argument.

او برای برنده شدن در بحث به دستکاری متوسل شد.

chicaning can undermine trust in professional relationships.

دستکاری می‌تواند اعتماد را در روابط حرفه‌ای تضعیف کند.

they were chicaning to avoid paying the fine.

آنها برای جلوگیری از پرداخت جریمه دستکاری می‌کردند.

the politician was criticized for chicaning during the debate.

سیاستمدان به دلیل دستکاری در طول بحث مورد انتقاد قرار گرفتند.

chicaning can sometimes be a sign of desperation.

دستکاری گاهی اوقات می‌تواند نشانه‌ای از ناامیدی باشد.

she felt that chicaning was beneath her integrity.

او احساس می‌کرد که دستکاری زیرکانه یکپارچگی او است.

chicaning in business can lead to legal repercussions.

دستکاری در کسب و کار می‌تواند منجر به عواقب قانونی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید