chicaned

[ایالات متحده]/ʃɪˈkeɪnd/
[بریتانیا]/ʃɪˈkeɪnd/

ترجمه

v. کسی را فریب دادن یا گول زدن؛ کلاهبرداری کردن

عبارات و ترکیب‌ها

chicaned deal

معامله‌ی زیرکانه

chicaned argument

استدلال زیرکانه

chicaned process

فرآیند زیرکانه

chicaned tactics

تاکتیک‌های زیرکانه

chicaned scheme

طرح زیرکانه

chicaned statement

اظهاره‌ی زیرکانه

chicaned method

روش زیرکانه

chicaned move

حرکت زیرکانه

chicaned strategy

استراتژی زیرکانه

chicaned approach

رویکرد زیرکانه

جملات نمونه

the team was chicaned out of their rightful victory.

تیم به ناحق از پیروزی‌شان کنار گذاشته شدند.

she felt chicaned by the misleading information.

او احساس کرد که به دلیل اطلاعات گمراه‌کننده، فریب خورده است.

they chicaned their way through the negotiations.

آنها با استفاده از ترفندها از میان مذاکرات عبور کردند.

he was chicaned into signing the contract.

او فریب داده شد و مجبور به امضای قرارداد شد.

the chicaned tactics used by the opponent were surprising.

تاکتیک‌های فریبکارانه مورد استفاده حریف، غیرمنتظره بود.

she realized she had been chicaned by the salesman.

او متوجه شد که توسط فروشنده فریب خورده است.

they felt chicaned after the deal fell through.

پس از شکست معامله، آنها احساس کردند فریب خورده‌اند.

chicaned by false promises, he lost trust in the system.

با فریب وعده‌های دروغین، او اعتماد خود را به سیستم از دست داد.

the chicaned strategy backfired on the competitor.

استراتژی فریبکارانه به ضرر رقیب شد.

after being chicaned, she decided to be more cautious.

پس از فریب خوردن، او تصمیم گرفت محتاط‌تر باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید