chicaned deal
معاملهی زیرکانه
chicaned argument
استدلال زیرکانه
chicaned process
فرآیند زیرکانه
chicaned tactics
تاکتیکهای زیرکانه
chicaned scheme
طرح زیرکانه
chicaned statement
اظهارهی زیرکانه
chicaned method
روش زیرکانه
chicaned move
حرکت زیرکانه
chicaned strategy
استراتژی زیرکانه
chicaned approach
رویکرد زیرکانه
the team was chicaned out of their rightful victory.
تیم به ناحق از پیروزیشان کنار گذاشته شدند.
she felt chicaned by the misleading information.
او احساس کرد که به دلیل اطلاعات گمراهکننده، فریب خورده است.
they chicaned their way through the negotiations.
آنها با استفاده از ترفندها از میان مذاکرات عبور کردند.
he was chicaned into signing the contract.
او فریب داده شد و مجبور به امضای قرارداد شد.
the chicaned tactics used by the opponent were surprising.
تاکتیکهای فریبکارانه مورد استفاده حریف، غیرمنتظره بود.
she realized she had been chicaned by the salesman.
او متوجه شد که توسط فروشنده فریب خورده است.
they felt chicaned after the deal fell through.
پس از شکست معامله، آنها احساس کردند فریب خوردهاند.
chicaned by false promises, he lost trust in the system.
با فریب وعدههای دروغین، او اعتماد خود را به سیستم از دست داد.
the chicaned strategy backfired on the competitor.
استراتژی فریبکارانه به ضرر رقیب شد.
after being chicaned, she decided to be more cautious.
پس از فریب خوردن، او تصمیم گرفت محتاطتر باشد.
chicaned deal
معاملهی زیرکانه
chicaned argument
استدلال زیرکانه
chicaned process
فرآیند زیرکانه
chicaned tactics
تاکتیکهای زیرکانه
chicaned scheme
طرح زیرکانه
chicaned statement
اظهارهی زیرکانه
chicaned method
روش زیرکانه
chicaned move
حرکت زیرکانه
chicaned strategy
استراتژی زیرکانه
chicaned approach
رویکرد زیرکانه
the team was chicaned out of their rightful victory.
تیم به ناحق از پیروزیشان کنار گذاشته شدند.
she felt chicaned by the misleading information.
او احساس کرد که به دلیل اطلاعات گمراهکننده، فریب خورده است.
they chicaned their way through the negotiations.
آنها با استفاده از ترفندها از میان مذاکرات عبور کردند.
he was chicaned into signing the contract.
او فریب داده شد و مجبور به امضای قرارداد شد.
the chicaned tactics used by the opponent were surprising.
تاکتیکهای فریبکارانه مورد استفاده حریف، غیرمنتظره بود.
she realized she had been chicaned by the salesman.
او متوجه شد که توسط فروشنده فریب خورده است.
they felt chicaned after the deal fell through.
پس از شکست معامله، آنها احساس کردند فریب خوردهاند.
chicaned by false promises, he lost trust in the system.
با فریب وعدههای دروغین، او اعتماد خود را به سیستم از دست داد.
the chicaned strategy backfired on the competitor.
استراتژی فریبکارانه به ضرر رقیب شد.
after being chicaned, she decided to be more cautious.
پس از فریب خوردن، او تصمیم گرفت محتاطتر باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید