chickenfeed

[ایالات متحده]/ˈtʃɪkɪnfiːd/
[بریتانیا]/ˈtʃɪkɪnfiːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقدار کمی پول؛ چیز غیروی؛ چیزی که ارزش کم دارد.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

just chickenfeed

تنها چیکن فید

mere chickenfeed

چیکن فید من

chickenfeed money

پول چیکن فید

worth chickenfeed

ارزش چیکن فید

chickenfeed amount

مقدار چیکن فید

that's chickenfeed

این چیکن فید است

no chickenfeed

هیچ چیکن فیدی

chickenfeed sum

جمع چیکن فید

such chickenfeed

چنین چیکن فیدی

chickenfeed payment

پرداخت چیکن فید

جملات نمونه

the company offers a chickenfeed salary for such demanding work.

شرکت یک مزد چیکن فید را برای چنین کاری پرخطر ارائه می دهد.

he thought the compensation was chickenfeed compared to his efforts.

او فکر می کرد جبران خسارت چیکن فید نسبت به تلاش هایش است.

the reward is mere chickenfeed for all our hard work.

پاداش تنها چیکن فید برای تمام تلاش های ما است.

they tried to pay me chickenfeed for my expertise.

آنها سعی کردند من را به دلیل تخصص من با چیکن فید پرداخت کنند.

it's chickenfeed compared to what we could earn elsewhere.

این چیکن فید نسبت به آنچه ما می توانیم در جای دیگر کسب کنیم است.

the government aid was chickenfeed for the disaster victims.

کمک دولت چیکن فید برای قربانیان بحران بود.

she refused to work for such chickenfeed wages.

او قبول نکرد کاری با چنین مزد چیکن فید انجام دهد.

the settlement they offered was chickenfeed.

تسویه حسابی که ارائه دادند چیکن فید بود.

consider it chickenfeed if you think that's too much.

اگر فکر می کنید این بیش از حد است، آن را چیکن فید در نظر بگیرید.

the bonus was chickenfeed compared to the profits.

پاداش چیکن فید نسبت به سودها بود.

he called the price chickenfeed and walked away.

او قیمت را چیکن فید نامید و رفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید