chickening

[ایالات متحده]/ˈtʃɪkənɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtʃɪkənɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به مرغ; ترسو; نابالغ
n. گوشت مرغ; یک مرغ جوان; یک ترسو

عبارات و ترکیب‌ها

chickening out

ترسیدن

chickening behavior

رفتار ترسیده

chickening effect

اثر ترس

chickening response

واکنش ترسیده

chickening instinct

غریزه ترس

chickening mentality

ذهنیت ترسیده

chickening tactics

تاکتیک ترس

chickening phase

فاز ترس

chickening strategy

استراتژی ترس

chickening attitude

نگاه ترسیده

جملات نمونه

the chickening process can be quite delicate.

فرآیند جوجه‌کشی می‌تواند بسیار ظریف باشد.

they are chickening out of the competition.

آنها از رقابت عقب‌نشینی می‌کنند.

chickening is a common behavior in young birds.

جوجه‌کشی یک رفتار رایج در پرندگان جوان است.

she felt chickening when faced with the challenge.

وقتی با چالش روبرو شد، احساس ترس کرد.

chickening can sometimes lead to missed opportunities.

جوجه‌کشی گاهی اوقات می‌تواند منجر به از دست دادن فرصت‌ها شود.

his chickening attitude surprised everyone.

رفتار ترسناک او همه را شگفت‌زده کرد.

chickening out is not an option for a leader.

عقب‌نشینی یک گزینه برای یک رهبر نیست.

she noticed her friend chickening during the presentation.

او متوجه شد که دوستش در طول ارائه ترسیده است.

chickening is often a natural reaction to fear.

ترس اغلب یک واکنش طبیعی به ترس است.

they were chickening out of the adventure trip.

آنها از سفر ماجراجویانه عقب‌نشینی می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید