child-oriented

[ایالات متحده]/[tʃaɪld ˈɔːrɪəntɪd]/
[بریتانیا]/[tʃaɪld ˈɔːrɪəntɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. متمرکز بر یا طراحی‌شده برای سود کودکان؛ مربوط به یا درگیر با کودکان؛ داشتن تمرکز بر نیازها و علایق کودکان.

عبارات و ترکیب‌ها

child-oriented design

طراحی متمرکز بر کودک

child-oriented activities

فعالیت‌های متمرکز بر کودک

child-oriented learning

یادگیری متمرکز بر کودک

being child-oriented

متمرکز بر کودک بودن

child-oriented approach

رویکرد متمرکز بر کودک

child-oriented programs

برنامه‌های متمرکز بر کودک

highly child-oriented

بسیار متمرکز بر کودک

child-oriented space

فضای متمرکز بر کودک

child-oriented care

مراقبت متمرکز بر کودک

was child-oriented

متمرکز بر کودک بود

جملات نمونه

the museum offered a child-oriented tour with interactive exhibits.

موزه یک تور با محوریت کودکان با نمایشگاه‌های تعاملی ارائه داد.

we designed a child-oriented playground with soft surfaces and colorful equipment.

ما یک زمین بازی با محوریت کودکان با سطوح نرم و تجهیزات رنگارنگ طراحی کردیم.

the website features child-oriented content, including games and videos.

وب‌سایت دارای محتوای با محوریت کودکان، از جمله بازی‌ها و ویدیوها است.

the store's layout was child-oriented, with low shelves and easy access.

چیدمان فروشگاه با محوریت کودکان بود، با قفسه‌های کوتاه و دسترسی آسان.

the curriculum is child-oriented, focusing on play-based learning.

برنامه درسی با محوریت کودکان است و بر یادگیری مبتنی بر بازی تمرکز دارد.

the marketing campaign was child-oriented, targeting young families.

کمپین بازاریابی با محوریت کودکان بود و بر روی خانواده‌های جوان تمرکز داشت.

the library provides child-oriented reading programs throughout the year.

کتابخانه برنامه‌های خواندن با محوریت کودکان را در طول سال ارائه می‌دهد.

the app offers a child-oriented learning experience with engaging activities.

این برنامه یک تجربه یادگیری با محوریت کودکان با فعالیت‌های جذاب ارائه می‌دهد.

the hotel's amenities included a child-oriented swimming pool and play area.

امکانات هتل شامل استخر و فضای بازی با محوریت کودکان بود.

the event was child-oriented, with face painting and balloon animals.

این رویداد با محوریت کودکان بود، با نقاشی صورت و حیوانات بادکنکی.

the organization's mission is to provide child-oriented support services to families.

ماموریت سازمان ارائه خدمات حمایتی با محوریت کودکان به خانواده‌ها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید