chiselling

[ایالات متحده]/ˈtʃɪz.əl.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtʃɪz.əl.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل کنده‌کاری یا شکل‌دهی به یک ماده با چکش

عبارات و ترکیب‌ها

chiselling stone

کنده‌کاری سنگ

chiselling wood

کنده‌کاری چوب

chiselling details

کنده‌کاری جزئیات

chiselling away

کنده‌کاری کردن

chiselling techniques

تکنیک‌های کنده‌کاری

chiselling skills

مهارت‌های کنده‌کاری

chiselling art

هنر کنده‌کاری

chiselling process

فرآیند کنده‌کاری

chiselling tools

ابزارهای کنده‌کاری

chiselling stonework

کنده‌کاری سنگی

جملات نمونه

he spent hours chiselling the stone into a beautiful sculpture.

او ساعت‌ها وقت صرف کندن سنگ برای تبدیل آن به یک مجسمه زیبا کرد.

chiselling away at the details improved the overall design.

کندن جزئیات، طراحی کلی را بهبود بخشید.

the artist is chiselling a new piece for the gallery.

هنرمند در حال کندن یک قطعه جدید برای گالری است.

chiselling can be a therapeutic activity for some people.

کندن می‌تواند یک فعالیت درمانی برای برخی از افراد باشد.

she was chiselling her name into the tree trunk.

او نام خود را روی تنه درخت کنده بود.

chiselling requires both skill and patience.

کندن هم به مهارت و هم به صبر نیاز دارد.

the craftsmen are chiselling intricate designs on the furniture.

صنعتگران در حال کندن طرح‌های پیچیده روی مبلمان هستند.

he enjoys chiselling during his free time.

او از کندن در اوقات فراغت خود لذت می‌برد.

chiselling the marble took a lot of effort.

کندن مرمر تلاش زیادی را طلب کرد.

they are chiselling the monument to commemorate the event.

آنها در حال کندن بنای یادبود برای بزرگداشت این رویداد هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید