chiselling stone
کندهکاری سنگ
chiselling wood
کندهکاری چوب
chiselling details
کندهکاری جزئیات
chiselling away
کندهکاری کردن
chiselling techniques
تکنیکهای کندهکاری
chiselling skills
مهارتهای کندهکاری
chiselling art
هنر کندهکاری
chiselling process
فرآیند کندهکاری
chiselling tools
ابزارهای کندهکاری
chiselling stonework
کندهکاری سنگی
he spent hours chiselling the stone into a beautiful sculpture.
او ساعتها وقت صرف کندن سنگ برای تبدیل آن به یک مجسمه زیبا کرد.
chiselling away at the details improved the overall design.
کندن جزئیات، طراحی کلی را بهبود بخشید.
the artist is chiselling a new piece for the gallery.
هنرمند در حال کندن یک قطعه جدید برای گالری است.
chiselling can be a therapeutic activity for some people.
کندن میتواند یک فعالیت درمانی برای برخی از افراد باشد.
she was chiselling her name into the tree trunk.
او نام خود را روی تنه درخت کنده بود.
chiselling requires both skill and patience.
کندن هم به مهارت و هم به صبر نیاز دارد.
the craftsmen are chiselling intricate designs on the furniture.
صنعتگران در حال کندن طرحهای پیچیده روی مبلمان هستند.
he enjoys chiselling during his free time.
او از کندن در اوقات فراغت خود لذت میبرد.
chiselling the marble took a lot of effort.
کندن مرمر تلاش زیادی را طلب کرد.
they are chiselling the monument to commemorate the event.
آنها در حال کندن بنای یادبود برای بزرگداشت این رویداد هستند.
chiselling stone
کندهکاری سنگ
chiselling wood
کندهکاری چوب
chiselling details
کندهکاری جزئیات
chiselling away
کندهکاری کردن
chiselling techniques
تکنیکهای کندهکاری
chiselling skills
مهارتهای کندهکاری
chiselling art
هنر کندهکاری
chiselling process
فرآیند کندهکاری
chiselling tools
ابزارهای کندهکاری
chiselling stonework
کندهکاری سنگی
he spent hours chiselling the stone into a beautiful sculpture.
او ساعتها وقت صرف کندن سنگ برای تبدیل آن به یک مجسمه زیبا کرد.
chiselling away at the details improved the overall design.
کندن جزئیات، طراحی کلی را بهبود بخشید.
the artist is chiselling a new piece for the gallery.
هنرمند در حال کندن یک قطعه جدید برای گالری است.
chiselling can be a therapeutic activity for some people.
کندن میتواند یک فعالیت درمانی برای برخی از افراد باشد.
she was chiselling her name into the tree trunk.
او نام خود را روی تنه درخت کنده بود.
chiselling requires both skill and patience.
کندن هم به مهارت و هم به صبر نیاز دارد.
the craftsmen are chiselling intricate designs on the furniture.
صنعتگران در حال کندن طرحهای پیچیده روی مبلمان هستند.
he enjoys chiselling during his free time.
او از کندن در اوقات فراغت خود لذت میبرد.
chiselling the marble took a lot of effort.
کندن مرمر تلاش زیادی را طلب کرد.
they are chiselling the monument to commemorate the event.
آنها در حال کندن بنای یادبود برای بزرگداشت این رویداد هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید