chisels

[ایالات متحده]/ˈtʃɪzəlz/
[بریتانیا]/ˈtʃɪzəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع "چاقو"، ابزاری برای حکاکی یا بریدن مواد سخت
v. سوم شخص مفرد "چاقو زدن"، برای حکاکی یا بریدن با چاقو

عبارات و ترکیب‌ها

stone chisels

یشه های سنگی

wood chisels

یشه های چوبی

metal chisels

یشه های فلزی

chisels set

ست چکش

chisels kit

کیت چکش

chisels sharpening

تیز کردن چکش

chisels maintenance

نگهداری چکش

chisels usage

نحوه استفاده از چکش

chisels quality

کیفیت چکش

chisels types

انواع چکش

جملات نمونه

she chisels away at the stone to create a beautiful sculpture.

او با دقت روی سنگ کار می‌کند تا یک مجسمه زیبا خلق کند.

the artist chisels details into the marble with precision.

هنرمند با دقت جزئیات را روی مرمر حکاکی می‌کند.

he chisels his initials into the wooden bench.

او حروف اول نامش را روی نیمکت چوبی حکاکی می‌کند.

they chisels out a niche in the wall for the statue.

آنها یک فرورفتگی در دیوار برای مجسمه ایجاد می‌کنند.

the craftsmen chisels intricate patterns on the metal surface.

صنعتگر الگوهای پیچیده را روی سطح فلز حکاکی می‌کند.

she carefully chisels the ice to create a stunning sculpture.

او با دقت روی یخ کار می‌کند تا یک مجسمه خیره‌کننده خلق کند.

he chisels a path through the dense forest.

او یک مسیر را از میان جنگل انبوه ایجاد می‌کند.

the stone mason chisels the blocks to fit perfectly.

معمار سنگی بلوک‌ها را به گونه‌ای حکاکی می‌کند که کاملاً مناسب باشند.

she chisels out time in her busy schedule for exercise.

او زمانی را در برنامه شلوغ خود برای ورزش کردن در نظر می‌گیرد.

he chisels the wood to create a smooth finish.

او چوب را به گونه‌ای حکاکی می‌کند که سطح صافی ایجاد شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید