chitchatted

[ایالات متحده]/ˈtʃɪtʃætɪd/
[بریتانیا]/ˈtʃɪtʃætɪd/

ترجمه

v. گذشته چت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

chitchatted away

گپ و گفت طولانی

chitchatted briefly

گپ و گفت کوتاه

chitchatted happily

گپ و گفت با خوشحالی

chitchatted casually

گپ و گفت غیررسمی

chitchatted excitedly

گپ و گفت با هیجان

chitchatted together

با هم گپ و گفت

chitchatted nonstop

بدون وقفه گپ و گفت

chitchatted loudly

با صدای بلند گپ و گفت

chitchatted freely

به راحتی گپ و گفت

chitchatted warmly

با صمیمیت گپ و گفت

جملات نمونه

we chitchatted about our weekend plans.

ما در مورد برنامه‌های آخر هفته خود گپ زدیم.

during lunch, we chitchatted about our favorite movies.

در زمان ناهار، ما در مورد فیلم‌های مورد علاقه خود گپ زدیم.

they chitchatted while waiting for the bus.

آنها در حالی که منتظر اتوبوس بودند گپ زدند.

she chitchatted with her friends at the café.

او با دوستانش در کافه گپ زد.

we chitchatted about the latest news in town.

ما در مورد آخرین اخبار شهر گپ زدیم.

he chitchatted with his neighbor over the fence.

او با همسایه‌اش از پشت حصار گپ زد.

they chitchatted about their travel experiences.

آنها در مورد تجربیات سفر خود گپ زدند.

we chitchatted about the upcoming holiday festivities.

ما در مورد جشن‌های تعطیلات آینده گپ زدیم.

she often chitchats with her coworkers during breaks.

او اغلب در زمان استراحت با همکارانش گپ می‌زند.

after the meeting, we chitchatted about our projects.

بعد از جلسه، ما در مورد پروژه‌های خود گپ زدیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید