chittered

[ایالات متحده]/ˈtʃɪtə(r)d/
[بریتانیا]/ˈtʃɪtərd/

ترجمه

vi. به طور زنده صحبت کردن یا چت کردن؛ ایجاد یک سری صداهای تند و با فرکانس بالا؛ از سرما لرزیدن یا لرزیدن

عبارات و ترکیب‌ها

chittered loudly

با صدای بلند جلجول زد

chittered excitedly

با هیجان جلجول زد

chittered away

خیلی جلجول زد

chittered softly

به آرامی جلجول زد

chittered incessantly

به طور مداوم جلجول زد

chittered nervously

با اضطراب جلجول زد

chittered happily

با خوشحالی جلجول زد

chittered playfully

به صورت بازیگوشانه جلجول زد

chittered together

با هم جلجول زدند

chittered briefly

به طور خلاصه جلجول زد

جملات نمونه

the squirrels chittered excitedly in the trees.

سنجاب‌ها با هیجان در درختان جیک جیک کردند.

the birds chittered as the sun rose.

پرندگان جیک جیک کردند همانطور که خورشید طلوع می‌کرد.

the children chittered with joy during the picnic.

کودکان با خوشحالی در طول پیک نیک جیک جیک کردند.

the mice chittered softly in their nest.

موش‌ها به آرامی در لانه خود جیک جیک کردند.

as we walked through the forest, the chipmunks chittered around us.

همانطور که از میان جنگل عبور می‌کردیم، سنجاب‌ها دور و بر ما جیک جیک کردند.

the insects chittered in the warm summer night.

حشرات در شب تابستان گرم جیک جیک کردند.

the crowd chittered with excitement before the concert.

توده مردم با هیجان قبل از کنسرت جیک جیک کردند.

the little birds chittered as they flew from branch to branch.

پرندگان کوچک جیک جیک کردند همانطور که از شاخه به شاخه پرواز می‌کردند.

the audience chittered in anticipation of the performance.

تماشاگران با انتظار برای اجرا جیک جیک کردند.

in the quiet garden, the frogs chittered softly at dusk.

در باغ آرام، قورباغه‌ها در هنگام غروب به آرامی جیک جیک کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید