a choppy sea
دریاچه متلاطم
choppy waters
آبهای متلاطم
choppy haircut
کات نامنظم
choppy video playback
پخش ویدیوهای ناپیوسته
choppy dialogue
گفتگوی بریده بریده
choppy editing
مونتاژ بریده بریده
choppy animation
انیمیشن بریده بریده
choppy writing style
سبک نوشتاری بریده بریده
choppy performance
اجرای بریده بریده
the choppy, electronic beat of hip hop.
ریتم ناهموار و الکترونیکی هیپ هاپ
The sea was choppy today because of the windstorm.
دریا امروز به دلیل طوفان باد ناهموار بود.
The boat ride was choppy due to the strong winds.
سوار شدن به قایق به دلیل وزش بادهای شدید ناهموار بود.
Her writing style is choppy and lacks flow.
سبک نوشتاری او ناهموار است و فاقد جریان است.
The video call was choppy because of poor internet connection.
تماس تصویری به دلیل اتصال ضعیف اینترنت ناهموار بود.
The hiker struggled to walk on the choppy terrain.
گردشگر برای راه رفتن روی زمین ناهموار تلاش کرد.
The choppy waters made it difficult for the swimmers to reach the shore.
آبهای ناهموار باعث شد شناگران به سختی به ساحل برسند.
Her speech was choppy as she was nervous.
صحبتهای او به دلیل عصبی بودنش ناهموار بود.
The choppy editing of the film made it hard to follow the storyline.
مونتاژ ناهموار فیلم باعث شد دنبال کردن داستان برایشان سخت باشد.
The choppy dialogue between the characters made the scene feel tense.
گفتگوی ناهموار بین شخصیتها باعث شد صحنه احساس تنش کند.
The choppy rhythm of the music made it difficult to dance to.
ریتم ناهموار موسیقی باعث شد رقصیدن برایشان سخت باشد.
The choppy flight caused some passengers to feel nauseous.
پرواز ناهموار باعث شد برخی از مسافران احساس تهوع کنند.
a choppy sea
دریاچه متلاطم
choppy waters
آبهای متلاطم
choppy haircut
کات نامنظم
choppy video playback
پخش ویدیوهای ناپیوسته
choppy dialogue
گفتگوی بریده بریده
choppy editing
مونتاژ بریده بریده
choppy animation
انیمیشن بریده بریده
choppy writing style
سبک نوشتاری بریده بریده
choppy performance
اجرای بریده بریده
the choppy, electronic beat of hip hop.
ریتم ناهموار و الکترونیکی هیپ هاپ
The sea was choppy today because of the windstorm.
دریا امروز به دلیل طوفان باد ناهموار بود.
The boat ride was choppy due to the strong winds.
سوار شدن به قایق به دلیل وزش بادهای شدید ناهموار بود.
Her writing style is choppy and lacks flow.
سبک نوشتاری او ناهموار است و فاقد جریان است.
The video call was choppy because of poor internet connection.
تماس تصویری به دلیل اتصال ضعیف اینترنت ناهموار بود.
The hiker struggled to walk on the choppy terrain.
گردشگر برای راه رفتن روی زمین ناهموار تلاش کرد.
The choppy waters made it difficult for the swimmers to reach the shore.
آبهای ناهموار باعث شد شناگران به سختی به ساحل برسند.
Her speech was choppy as she was nervous.
صحبتهای او به دلیل عصبی بودنش ناهموار بود.
The choppy editing of the film made it hard to follow the storyline.
مونتاژ ناهموار فیلم باعث شد دنبال کردن داستان برایشان سخت باشد.
The choppy dialogue between the characters made the scene feel tense.
گفتگوی ناهموار بین شخصیتها باعث شد صحنه احساس تنش کند.
The choppy rhythm of the music made it difficult to dance to.
ریتم ناهموار موسیقی باعث شد رقصیدن برایشان سخت باشد.
The choppy flight caused some passengers to feel nauseous.
پرواز ناهموار باعث شد برخی از مسافران احساس تهوع کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید