choreograph

[ایالات متحده]/'kɒrɪəgrɑːf/
[بریتانیا]/ˈkɔriəˌɡræf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. طراحی حرکات رقص.
شکل‌های واژه
قسمت سوم فعلchoreographed
صفت یا فعل حال استمراریchoreographing
شکل سوم شخص مفردchoreographs
زمان گذشتهchoreographed

عبارات و ترکیب‌ها

choreograph a musical

تصویرسازی یک نمایش موسیقی

جملات نمونه

the committee choreographs the movement of troops.

کمیته، جابجایی نیروها را طراحی می‌کند.

The dancer is the choreographer's executant.

رقصنده، مجری طراح حرکات است.

advance people who choreographed the candidate's whistle-stop tour.

افراد پیشرو که تور سریع‌السیر نامزد را طراحی کردند.

Ann Le: Who among the eligible skaters would you most like to choreograph for?

آن لو: کدام یک از اسکیت‌سواران واجد شرایط را بیشتر دوست دارید برایشان طراحی کنید؟

She is looking for NEW people to choreograph for her and she also would like to pair with a new director...

او به دنبال افراد جدیدی برای طراحی حرکات برایش است و همچنین می‌خواهد با یک کارگردان جدید همراه شود...

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید