choreographing

[ایالات متحده]/ˈkɔːrɪəˌɡræfɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkɔːriəˌɡræfɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. طراحی حرکات رقص

عبارات و ترکیب‌ها

choreographing dance

طراحی رقص

choreographing movements

طراحی حرکات

choreographing routines

طراحی روال‌ها

choreographing performances

طراحی اجراها

choreographing scenes

طراحی صحنه‌ها

choreographing events

طراحی رویدادها

choreographing shows

طراحی نمایش‌ها

choreographing acts

طراحی نقش‌ها

choreographing steps

طراحی مراحل

choreographing styles

طراحی سبک‌ها

جملات نمونه

she is choreographing a new dance routine for the competition.

او در حال طراحی یک رقص جدید برای مسابقه است.

the director is choreographing the fight scenes carefully.

کارگردان با دقت صحنه های اکشن را طراحی می کند.

he enjoys choreographing performances for local theater.

او از طراحی اجراها برای تئاتر محلی لذت می برد.

they spent months choreographing the entire musical.

آنها ماه ها برای طراحی کل نمایش موسیقی وقت گذاشتند.

choreographing a flash mob requires a lot of planning.

طراحی یک فلاش موب به برنامه ریزی زیادی نیاز دارد.

she is choreographing a ballet that tells a love story.

او در حال طراحی یک باله است که داستان عشق را روایت می کند.

he has a talent for choreographing intricate dance sequences.

او استعداد طراحی توالی های رقص پیچیده را دارد.

the choreographing process can be very time-consuming.

فرآیند طراحی می تواند بسیار زمان بر باشد.

she is choreographing a piece that incorporates various styles.

او در حال طراحی یک قطعه ای است که سبک های مختلف را در بر می گیرد.

the team is choreographing a dance that celebrates cultural diversity.

تیم در حال طراحی رقصي است که به جشن فرهنگ های مختلف می پردازد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید