choreographed

[ایالات متحده]/ˈkɔːrɪəɡræft/
[بریتانیا]/ˈkɔːriəɡræft/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. طراحی شده حرکات رقص

عبارات و ترکیب‌ها

choreographed dance

رقص طراحی‌شده

choreographed routine

تمرین طراحی‌شده

choreographed performance

اجرای طراحی‌شده

choreographed movements

حرکات طراحی‌شده

choreographed scenes

صحنه‌های طراحی‌شده

choreographed show

نمایش طراحی‌شده

choreographed number

شماره طراحی‌شده

choreographed steps

گام‌های طراحی‌شده

choreographed fight

درگیری طراحی‌شده

choreographed ballet

باله طراحی‌شده

جملات نمونه

the dance was beautifully choreographed for the performance.

رقص به زیبایی برای اجرا طراحی شده بود.

she choreographed the entire routine for the competition.

او کل تمرین را برای مسابقه طراحی کرد.

the director choreographed the fight scenes with great precision.

کارگردان صحنه های اکشن را با دقت بسیار طراحی کرد.

they hired a professional to choreograph the wedding dance.

آنها برای طراحی رقص عروسی یک متخصص استخدام کردند.

the flash mob was expertly choreographed to surprise the crowd.

رقص فلش موب به طور ماهرانه طراحی شده بود تا جمعیت را غافلگیر کند.

he choreographed a new ballet that premiered last night.

او یک باله جدید طراحی کرد که شب گذشته در اولین اجرا به روی صحنه رفت.

the music video was choreographed to match the beat of the song.

ویدیو موسیقی به گونه ای طراحی شده بود که با ریتم آهنگ مطابقت داشته باشد.

they choreographed a series of movements for the fitness class.

آنها یک سری حرکت برای کلاس تناسب اندام طراحی کردند.

the performance was choreographed to tell a story through dance.

اجرا به گونه ای طراحی شده بود که از طریق رقص داستانی را روایت کند.

she choreographed the opening number for the school play.

او شماره افتتاحیه را برای نمایش مدرسه طراحی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید