clabber

[ایالات متحده]/ˈklæbə/
[بریتانیا]/ˈklæbər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. ترش شدن; به پنیر تبدیل شدن
n. شیر ترش; شیر غلیظ شده ترش
v. (به) پنیر تبدیل شدن، (به) ترش شدن
vt. ترش کردن; به پنیر تبدیل کردن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردclabbers
جمعclabbers

عبارات و ترکیب‌ها

clabber milk

شیر ماست

clabber cream

خامه ماست

clabber cheese

پنیر ماست

clabber sauce

سس ماست

clabber dish

غذا با ماست

clabber texture

بافت ماست

clabber taste

طعم ماست

clabber recipe

دستورالعمل ماست

clabber food

غذا با ماست

clabber product

محصول ماست

جملات نمونه

my grandmother used to make clabber from fresh milk.

مادربزرگم همیشه خامه را از شیر تازه درست می‌کرد.

clabber can be used as a substitute for buttermilk in recipes.

می‌توان از خامه به جای شیرمایه در دستور العمل‌ها استفاده کرد.

after leaving the milk out, it turned into clabber.

بعد از قرار دادن شیر بیرون، به خامه تبدیل شد.

she added clabber to her biscuit dough for extra flavor.

او برای طعم بیشتر خامه را به خمیر بیسکویت خود اضافه کرد.

clabber is often used in traditional southern cooking.

خامه اغلب در آشپزی سنتی جنوب استفاده می‌شود.

he enjoyed clabber with a sprinkle of sugar on top.

او از خوردن خامه با مقدار کمی شکر روی آن لذت می‌برد.

making clabber is a simple process that anyone can learn.

درست کردن خامه یک فرآیند ساده است که هر کسی می‌تواند یاد بگیرد.

clabber can be a healthy addition to your diet.

خامه می‌تواند یک افزودنی سالم به رژیم غذایی شما باشد.

some people prefer clabber over yogurt for its taste.

برخی از افراد به دلیل طعم آن، خامه را به جای ماست ترجیح می‌دهند.

clabber has a unique texture that some find appealing.

خامه بافتی منحصر به فرد دارد که برخی آن را جذاب می‌دانند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید