clarioned

[ایالات متحده]/ˈklær.i.ən/
[بریتانیا]/ˈklær.i.ən/

ترجمه

v. به طور بلند اعلام کردن یا اعلام کردن
adj. واضح و زنگی، مانند یک شیپور
n. صدای شیپور؛ (Clarion) یک اسم خاص؛ یک نام

عبارات و ترکیب‌ها

clarioned call

تماس اعلام‌شده

clarioned message

پیام اعلام‌شده

clarioned truth

حقیقت اعلام‌شده

clarioned warning

هشدار اعلام‌شده

clarioned announcement

اعلامیه اعلام‌شده

clarioned voice

صدای اعلام‌شده

clarioned opinion

نظر اعلام‌شده

clarioned statement

اظهارات اعلام‌شده

clarioned intent

قصد اعلام‌شده

clarioned demand

درخواست اعلام‌شده

جملات نمونه

the town clarioned its need for volunteers.

شهر اعلام کرد که به داوطلبان نیاز دارد.

she clarioned the importance of education at the conference.

او در کنفرانس بر اهمیت آموزش تاکید کرد.

the announcement clarioned the new policy changes.

اعلامیه تغییرات سیاست جدید را اعلام کرد.

he clarioned his support for the local charity.

او از حمایت خود از خیریه محلی اعلام کرد.

the mayor clarioned the start of the festival.

شهردار آغاز جشنواره را اعلام کرد.

they clarioned their victory across social media.

آنها پیروزی خود را در رسانه های اجتماعی اعلام کردند.

the teacher clarioned the deadline for the project.

معلم مهلت تحویل پروژه را اعلام کرد.

the organization clarioned its mission to the public.

سازمان مأموریت خود را به اطلاع عموم رساند.

she clarioned her concerns about the environment.

او نگرانی های خود را در مورد محیط زیست اعلام کرد.

the group clarioned their demands during the protest.

گروه خواسته های خود را در طول اعتراض اعلام کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید