classicizes

[ایالات متحده]/[ˈklæsɪsaɪz]/
[بریتانیا]/[ˈklæsɪsaɪz]/

ترجمه

v. به چیزی کلاسیک تبدیل کردن؛ با کیفیت کلاسیک ماهور کردن؛ چیزی را به عنوان کلاسیک در نظر گرفتن؛ چیزی را به عنوان کلاسیک در نظر گرفتن.

عبارات و ترکیب‌ها

classicizes the style

استاژ کلاسیک را به سبک می‌کند

he classicizes it

او آن را کلاسیک می‌کند

classicizes the narrative

استاژ کلاسیک را به داستان می‌کند

classicized version

نسخه‌ای کلاسیک شده

classicizes further

بیشتر کلاسیک می‌کند

classicizes the theme

استاژ کلاسیک را به موضوع می‌کند

classicized approach

رویکردی کلاسیک شده

classicizes everything

همه چیز را کلاسیک می‌کند

جملات نمونه

the museum's new exhibit classicizes ancient roman pottery.

نمایشگاه جدید موزه باستان‌شناسی ظروف رومی کلاسیک را بازتولید می‌کند.

he classicizes the genre with his unique blend of jazz and blues.

او با ترکیب منحصر به فرد جاز و بلوز، جنس را کلاسیک می‌کند.

the film classicizes the western genre with stunning visuals and a timeless score.

فیلم با تصاویر زیبایی و موسیقی بی‌زمان، جنس وسترن را کلاسیک می‌کند.

the architect classicizes the building's design with neoclassical elements.

معمار با عناصر نئوکلاسیک، طراحی ساختمان را کلاسیک می‌کند.

the author classicizes the fairy tale with a darker, more complex narrative.

نویسنده با داستانی تاریک‌تر و پیچیده‌تر، داستان کودکانه را کلاسیک می‌کند.

the restaurant classicizes french cuisine with traditional techniques and high-quality ingredients.

رستوران با فناوری‌های سنتی و مواد غذایی با کیفیت بالا، گوشت‌های فرانسوی را کلاسیک می‌کند.

the composer classicizes the symphony by incorporating baroque counterpoint.

سازنده با اضافه کردن موسیقی باروک، سимفونی را کلاسیک می‌کند.

the artist classicizes the portrait by using a muted color palette and formal pose.

هنرمند با استفاده از رنگ‌های کم‌رنگ و پوزیتی رسمی، پورتره را کلاسیک می‌کند.

the playwright classicizes the story by adding a tragic hero and a moral dilemma.

نویسنده با اضافه کردن یک قهرمان مأسوف و یک دیلم اخلاقی، داستان را کلاسیک می‌کند.

the designer classicizes the fashion line with elegant silhouettes and luxurious fabrics.

طراح با سایه‌های زیبایی و پارچه‌های لوکس، خط لباس را کلاسیک می‌کند.

the historian classicizes the period by focusing on key events and influential figures.

تاریخ‌گر با تمرکز بر رویدادهای کلیدی و شخصیت‌های تأثیرگذار، دوره را کلاسیک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید