classicizing

[ایالات متحده]/[ˈklæsɪˌsaɪzɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈklæsɪˌsaɪzɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به نمایش یا پذیرفتن سبک باستانی کلاسیک؛ نویسندگی یا ایجاد کردن در سبک کلاسیک.
adj. مربوط به یا ویژگی کلاسیسیسم.

عبارات و ترکیب‌ها

classicizing architecture

معماری کلاسیک‌سازی

classicizing style

سبک کلاسیک‌سازی

classicizing tendency

گرایش کلاسیک‌سازی

classicizing movement

ریشه‌کاری کلاسیک‌سازی

classicizing influence

تأثیر کلاسیک‌سازی

classicizing period

دوره کلاسیک‌سازی

classicizing approach

رویکرد کلاسیک‌سازی

classicizing elements

عناصر کلاسیک‌سازی

classicizing art

هنر کلاسیک‌سازی

classicizing literature

ادبیات کلاسیک‌سازی

جملات نمونه

the museum is classicizing its collection to attract a wider audience.

موزه با کلاسیک‌سازی جمعیت خود سعی در جذب جمع عظیم‌الشانی می‌کند.

the architect sought to classicize the modern design with neoclassical elements.

معمار سعی در کلاسیک‌سازی طراحی مدرن با عناصر نئوکلاسیک داشت.

the film's score heavily classicized, evoking a sense of timeless grandeur.

همگی از موسیقی فیلم به شدت کلاسیک‌سازی شده و احساس بزرگی بی‌زمانی را به اذهان می‌رساند.

he's classicizing the play by adding elaborate costumes and sets.

او با اضافه کردن لباس‌های زیبایی و چیدمان‌های پیچیده، بازی را کلاسیک‌سازی می‌کند.

the restaurant's menu is classicizing traditional dishes with a modern twist.

منوی رستوران با چرخاندن دست‌و‌پنجه‌ای سنتی با چرخاندن مدرن کلاسیک‌سازی می‌شود.

the company is classicizing its brand image to appeal to a more sophisticated market.

شرکت با کلاسیک‌سازی تصویر برند خود سعی در جذب بازار پیچیده‌تری می‌کند.

the author classicized the story by incorporating mythological references.

نویسنده داستان را با افزودن ارجاعات افسانه‌ای کلاسیک‌سازی کرد.

they are classicizing the event with formal attire and a string quartet.

آن‌ها با لباس‌های رسمی و گروه چهار قایق کمان، رویداد را کلاسیک‌سازی می‌کنند.

the designer classicized the furniture line with intricate carvings.

طراح با نگاره‌های پیچیده، خط تجهیزات را کلاسیک‌سازی کرد.

the university is classicizing its curriculum to emphasize core subjects.

دانشگاه با کلاسیک‌سازی محتوا درسی خود سعی در تاکید بر دروس اصلی می‌کند.

the artist classicized the portrait with a muted color palette.

هنرمند با رنگ‌های مات، پرتره را کلاسیک‌سازی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید