clearence

[ایالات متحده]/ˈklɪərəns/
[بریتانیا]/ˈklɪrəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فروش کالاها با قیمت کاهش یافته برای پاک کردن موجودی، شامل کالاهای معامله‌ای و موارد پاک‌سازی
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

speed clearence

پرواز با سرعت

clearence given

اجازه پرواز داده شده

air clearence

اجازه پرواز هوا

clearence granted

اجازه پرواز منحصه شده

clearence height

ارتفاع اجازه پرواز

clearence required

اجازه پرواز مورد نیاز

clearence denied

اجازه پرواز رد شده

clearence limit

محدودیت اجازه پرواز

clearence level

سطح اجازه پرواز

clearence check

بررسی اجازه پرواز

جملات نمونه

the customs clearence for the imported goods was completed yesterday.

تامین‌الملتقط امروز توسط گمرک برای کالای وارداتی انجام شد.

he needed a security clearence before entering the restricted area.

او قبل از ورود به منطقه محدود نیاز به مجوز امنیتی داشت.

the pilot received airspace clearence to take off from the airport.

پیлот مجوز فضای هوايی برای از پرواز از فرودگاه دریافت کرد.

she obtained medical clearence from her doctor to resume training.

او مجوز پزشکی را از پزشک خود برای ادامه تمرینات دریافت کرد.

the construction clearence was granted after a thorough safety review.

مجوز ساخت پس از بررسی کامل ایمنی اعطای شد.

the environmental clearence is required before starting the new development project.

مجوز محیط زیست قبل از شروع پروژه توسعه جدید لازم است.

the company applied for a legal clearence to export the technology.

شرکت برای صدور مجوز قانونی برای صدور فناوری درخواست داد.

the final clearence for the rocket launch was given after all checks.

مجوز نهایی برای پرتاب موشک پس از تمامی بررسی‌ها اعطای شد.

the airline ensures each passenger has boarding clearence before departure.

هواپیمایی اطمینان حاصل می‌کند که هر مسافر قبل از راندمان مجوز بارگیری دارد.

our team is awaiting diplomatic clearence to travel to the conference abroad.

تیم ما منتظر مجوز دیپلماتیک برای سفر به کنفرانس خارج از کشور است.

the building permit includes a fire safety clearence from the local department.

مجوز ساخت شامل مجوز ایمنی آتش نشانی از سوی دپارتمان محلی است.

the insurance claim needed a financial clearence from the accounting department.

این درخواست بیمه نیاز به مجوز مالی از سوی دپارتمان حسابداری داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید