clearers

[ایالات متحده]/ˈklɪərə/
[بریتانیا]/ˈklɪrər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. واضح‌تر
n. عامل شفاف‌سازی؛ عامل تمیزکننده؛ عامل مبادله (برای صورت‌حساب‌ها)

عبارات و ترکیب‌ها

clearer vision

دید واضح‌تر

clearer message

پیام واضح‌تر

clearer instructions

دستورالعمل‌های واضح‌تر

clearer picture

تصویری واضح‌تر

clearer understanding

درک واضح‌تر

clearer goals

اهداف واضح‌تر

clearer path

مسیر واضح‌تر

clearer outcome

نتیجه واضح‌تر

clearer explanation

توضیح واضح‌تر

clearer strategy

استراتژی واضح‌تر

جملات نمونه

my explanation made the topic clearer.

توضیحات من باعث روشن‌تر شدن موضوع شد.

we need to make our goals clearer.

ما باید اهداف خود را واضح‌تر کنیم.

the instructions were clearer after the revision.

دستورالعمل‌ها پس از بازبینی واضح‌تر شدند.

can you speak a bit clearer, please?

می‌توانید کمی واضح‌تر صحبت کنید، لطفاً؟

her argument became clearer with more evidence.

استدلال او با ارائه شواهد بیشتر روشن‌تر شد.

to understand the concept better, we need clearer examples.

برای درک بهتر مفهوم، به نمونه‌های واضح‌تری نیاز داریم.

his handwriting is much clearer now.

خط دست او اکنون خیلی واضح‌تر است.

we should clarify the rules to make them clearer.

ما باید قوانین را روشن کنیم تا آنها را واضح‌تر کنیم.

the water looks clearer after the filtration.

آب پس از فیلتراسیون واضح‌تر به نظر می‌رسد.

she explained the procedure in a clearer way.

او روش را به روشی واضح‌تر توضیح داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید