clewing

[ایالات متحده]/kluːɪŋ/
[بریتانیا]/kluːɪŋ/

ترجمه

v. عمل پیچیدن یا حلقه کردن چیزی؛ اشاره یا سرنخی دادن

عبارات و ترکیب‌ها

clewing up

جمع کردن

clewing down

پایین آوردن

clewing around

گشتن اطراف

clewing together

یکجا کردن

clewing off

خاموش کردن

clewing in

وارد شدن

clewing out

بیرون راندن

clewing back

پس گرفتن

clewing forward

به جلو بردن

clewing on

روشن کردن

جملات نمونه

clewing the rope is essential for securing the sail.

کشیدن طناب برای محکم کردن بادبان ضروری است.

he was clewing the lines expertly as the storm approached.

او به طور ماهرانه طناب‌ها را می‌کشید زیرا طوفان نزدیک می‌شد.

clewing up the sails quickly can prevent damage to the boat.

کشیدن سریع بادبان‌ها می‌تواند از آسیب رسیدن به قایق جلوگیری کند.

she learned the technique of clewing from her sailing instructor.

او این تکنیک کشیدن را از مربی قایقرانی خود یاد گرفت.

clewing the halyard is part of the sailing routine.

کشیدن خالهارد بخشی از روال قایقرانی است.

after clewing the sails, they prepared for the next leg of their journey.

پس از کشیدن بادبان‌ها، آنها برای مرحله بعدی سفر خود آماده شدند.

he had to clew the jib before they could head out to sea.

او باید قبل از اینکه بتوانند به دریا بروند، ژیبو را می‌کشید.

clewing down the sails took longer than expected.

کشیدن بادبان‌ها بیشتر از حد انتظار طول کشید.

she felt a sense of accomplishment after clewing the sails perfectly.

او بعد از کشیدن کامل بادبان‌ها احساس موفقیت کرد.

learning to clew properly is crucial for any sailor.

یادگیری نحوه کشیدن مناسب برای هر قایقرانی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید