clewing up
جمع کردن
clewing down
پایین آوردن
clewing around
گشتن اطراف
clewing together
یکجا کردن
clewing off
خاموش کردن
clewing in
وارد شدن
clewing out
بیرون راندن
clewing back
پس گرفتن
clewing forward
به جلو بردن
clewing on
روشن کردن
clewing the rope is essential for securing the sail.
کشیدن طناب برای محکم کردن بادبان ضروری است.
he was clewing the lines expertly as the storm approached.
او به طور ماهرانه طنابها را میکشید زیرا طوفان نزدیک میشد.
clewing up the sails quickly can prevent damage to the boat.
کشیدن سریع بادبانها میتواند از آسیب رسیدن به قایق جلوگیری کند.
she learned the technique of clewing from her sailing instructor.
او این تکنیک کشیدن را از مربی قایقرانی خود یاد گرفت.
clewing the halyard is part of the sailing routine.
کشیدن خالهارد بخشی از روال قایقرانی است.
after clewing the sails, they prepared for the next leg of their journey.
پس از کشیدن بادبانها، آنها برای مرحله بعدی سفر خود آماده شدند.
he had to clew the jib before they could head out to sea.
او باید قبل از اینکه بتوانند به دریا بروند، ژیبو را میکشید.
clewing down the sails took longer than expected.
کشیدن بادبانها بیشتر از حد انتظار طول کشید.
she felt a sense of accomplishment after clewing the sails perfectly.
او بعد از کشیدن کامل بادبانها احساس موفقیت کرد.
learning to clew properly is crucial for any sailor.
یادگیری نحوه کشیدن مناسب برای هر قایقرانی بسیار مهم است.
clewing up
جمع کردن
clewing down
پایین آوردن
clewing around
گشتن اطراف
clewing together
یکجا کردن
clewing off
خاموش کردن
clewing in
وارد شدن
clewing out
بیرون راندن
clewing back
پس گرفتن
clewing forward
به جلو بردن
clewing on
روشن کردن
clewing the rope is essential for securing the sail.
کشیدن طناب برای محکم کردن بادبان ضروری است.
he was clewing the lines expertly as the storm approached.
او به طور ماهرانه طنابها را میکشید زیرا طوفان نزدیک میشد.
clewing up the sails quickly can prevent damage to the boat.
کشیدن سریع بادبانها میتواند از آسیب رسیدن به قایق جلوگیری کند.
she learned the technique of clewing from her sailing instructor.
او این تکنیک کشیدن را از مربی قایقرانی خود یاد گرفت.
clewing the halyard is part of the sailing routine.
کشیدن خالهارد بخشی از روال قایقرانی است.
after clewing the sails, they prepared for the next leg of their journey.
پس از کشیدن بادبانها، آنها برای مرحله بعدی سفر خود آماده شدند.
he had to clew the jib before they could head out to sea.
او باید قبل از اینکه بتوانند به دریا بروند، ژیبو را میکشید.
clewing down the sails took longer than expected.
کشیدن بادبانها بیشتر از حد انتظار طول کشید.
she felt a sense of accomplishment after clewing the sails perfectly.
او بعد از کشیدن کامل بادبانها احساس موفقیت کرد.
learning to clew properly is crucial for any sailor.
یادگیری نحوه کشیدن مناسب برای هر قایقرانی بسیار مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید