clicker

[ایالات متحده]/ˈklɪkə/
[بریتانیا]/ˈklɪkər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سرپرست کفاشان; سرپرست حروفچینی; شخصی که مشتریان را در خارج از فروشگاه جذب می‌کند; کنترل از راه دور

عبارات و ترکیب‌ها

clicker training

آموزش کلیکر

remote clicker

کلیکر از راه دور

presentation clicker

کلیکر ارائه

clicker device

دستگاه کلیکر

clicker sound

صدای کلیکر

clicker app

برنامه کلیکر

clicker game

بازی کلیکر

clicker pen

قلم کلیکر

clicker button

دکمه کلیکر

clicker quiz

آزمون کلیکر

جملات نمونه

the teacher used a clicker to engage the students.

معلم از یک کلیکر برای جذب دانش‌آموزان استفاده کرد.

he bought a clicker to help train his dog.

او یک کلیکر خرید تا به آموزش سگش کمک کند.

with a clicker, you can easily keep track of your progress.

با استفاده از یک کلیکر، می‌توانید به راحتی پیشرفت خود را پیگیری کنید.

the clicker is a useful tool for positive reinforcement.

کلیکر یک ابزار مفید برای تقویت مثبت است.

she clicked the clicker to signal the start of the presentation.

او برای نشان دادن شروع ارائه، کلیکر را فشار داد.

using a clicker can help improve your training sessions.

استفاده از کلیکر می‌تواند به بهبود جلسات آموزشی شما کمک کند.

the clicker made it easier to communicate with the audience.

کلیکر ارتباط با مخاطب را آسان‌تر کرد.

he prefers a clicker over verbal cues during training.

او در طول آموزش، کلیکر را به نشانه‌های کلامی ترجیح می‌دهد.

the clicker was an essential part of the training toolkit.

کلیکر بخشی ضروری از مجموعه‌ی ابزارهای آموزشی بود.

she always carries a clicker for her dog training classes.

او همیشه یک کلیکر برای کلاس‌های آموزش سگش همراه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید