clifftop

[ایالات متحده]/ˈklɪf.tɒp/
[بریتانیا]/ˈklɪf.tɑːp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بالای یک صخره
Word Forms
جمعclifftops

عبارات و ترکیب‌ها

clifftop view

منظره پرتگاه

clifftop walk

قدم زدن در پرتگاه

clifftop retreat

استراحتگاه پرتگاه

clifftop picnic

پیک‌نیک در پرتگاه

clifftop campsite

کمپینگ پرتگاه

clifftop sunset

غروب آفتاب در پرتگاه

clifftop garden

باغ پرتگاه

clifftop hotel

هتل پرتگاه

clifftop adventure

ماجراجویی در پرتگاه

clifftop escape

فرار به پرتگاه

جملات نمونه

the view from the clifftop was breathtaking.

منظره از بالای صخره نفس‌گیر بود.

we had a picnic at the clifftop overlooking the sea.

ما در صخره پیک نیک کنار دریا داشتیم.

he proposed to her at the clifftop during sunset.

او در هنگام غروب خورشید در بالای صخره از او خواستگاری کرد.

the clifftop path was narrow and dangerous.

مسیر صخره باریک و خطرناک بود.

they built a cabin at the clifftop for a perfect getaway.

آنها برای یک فرار عالی یک کلبه در بالای صخره ساختند.

birds often nest on the clifftop ledges.

پرندگان اغلب در صخره ها لانه می سازند.

we watched the sunrise from the clifftop.

ما طلوع خورشید را از بالای صخره تماشا کردیم.

the clifftop was a popular spot for photographers.

صخره یک مکان محبوب برای عکاسان بود.

she felt a sense of freedom standing at the clifftop.

او احساس آزادی کرد در حالی که در بالای صخره ایستاده بود.

they warned us not to get too close to the clifftop edge.

آنها به ما هشدار دادند که زیاد به لبه صخره نزدیک نشویم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید