glass clinks
صدای برخورد لیوانها
clinks of glasses
صدای برخورد لیوانها
clinks and clanks
صدای برخورد و تق تق
clinks of ice
صدای برخورد یخ
clinks in celebration
صدای برخورد در جشن
soft clinks
صدای برخورد ملایم
clinks of cutlery
صدای برخورد وسایل غذاخوری
clinks at dinner
صدای برخورد در شام
clinks of champagne
صدای برخورد شامپاین
clinks of mugs
صدای برخورد لیوانهای بزرگ
when glasses clink, it signifies a toast.
وقتی لیوانها با هم برخورد میکنند، نشاندهنده یک آرزوی خوب است.
the sound of clinks filled the room during the celebration.
صدای برخورد لیوانها در طول جشن، اتاق را پر کرد.
she loves the way the ice clinks in her drink.
او عاشق این است که یخها در نوشیدنیاش چگونه با هم برخورد میکنند.
as they clinked their mugs, laughter erupted.
همانطور که لیوانهای خود را به هم میزدند، خنده فوران کرد.
the clinks of coins echoed in the jar.
صدای برخورد سکهها در پارچه پول نخی طنینانداز بود.
he enjoyed the clinks of the silverware during dinner.
او از صدای برخورد ظروف نقرهای در هنگام شام لذت برد.
with every clink, they celebrated their friendship.
با هر برخورد لیوان، دوستی خود را جشن گرفتند.
the clinks of the champagne glasses signaled the start of the party.
صدای برخورد لیوانهای شامپاین، شروع مهمانی را نشان داد.
she smiled at the clinks of her jewelry as she walked.
او در حالی که راه میرفت، با خوشحالی به صدای برخورد جواهرات خود نگاه کرد.
the clinks of the tools indicated a busy workshop.
صدای برخورد ابزارها نشاندهنده یک کارگاه شلوغ بود.
glass clinks
صدای برخورد لیوانها
clinks of glasses
صدای برخورد لیوانها
clinks and clanks
صدای برخورد و تق تق
clinks of ice
صدای برخورد یخ
clinks in celebration
صدای برخورد در جشن
soft clinks
صدای برخورد ملایم
clinks of cutlery
صدای برخورد وسایل غذاخوری
clinks at dinner
صدای برخورد در شام
clinks of champagne
صدای برخورد شامپاین
clinks of mugs
صدای برخورد لیوانهای بزرگ
when glasses clink, it signifies a toast.
وقتی لیوانها با هم برخورد میکنند، نشاندهنده یک آرزوی خوب است.
the sound of clinks filled the room during the celebration.
صدای برخورد لیوانها در طول جشن، اتاق را پر کرد.
she loves the way the ice clinks in her drink.
او عاشق این است که یخها در نوشیدنیاش چگونه با هم برخورد میکنند.
as they clinked their mugs, laughter erupted.
همانطور که لیوانهای خود را به هم میزدند، خنده فوران کرد.
the clinks of coins echoed in the jar.
صدای برخورد سکهها در پارچه پول نخی طنینانداز بود.
he enjoyed the clinks of the silverware during dinner.
او از صدای برخورد ظروف نقرهای در هنگام شام لذت برد.
with every clink, they celebrated their friendship.
با هر برخورد لیوان، دوستی خود را جشن گرفتند.
the clinks of the champagne glasses signaled the start of the party.
صدای برخورد لیوانهای شامپاین، شروع مهمانی را نشان داد.
she smiled at the clinks of her jewelry as she walked.
او در حالی که راه میرفت، با خوشحالی به صدای برخورد جواهرات خود نگاه کرد.
the clinks of the tools indicated a busy workshop.
صدای برخورد ابزارها نشاندهنده یک کارگاه شلوغ بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید