clinks

[ایالات متحده]/klɪŋks/
[بریتانیا]/klɪŋks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرم جمع clink، اشاره به صدای چکیدن

عبارات و ترکیب‌ها

glass clinks

صدای برخورد لیوان‌ها

clinks of glasses

صدای برخورد لیوان‌ها

clinks and clanks

صدای برخورد و تق تق

clinks of ice

صدای برخورد یخ

clinks in celebration

صدای برخورد در جشن

soft clinks

صدای برخورد ملایم

clinks of cutlery

صدای برخورد وسایل غذاخوری

clinks at dinner

صدای برخورد در شام

clinks of champagne

صدای برخورد شامپاین

clinks of mugs

صدای برخورد لیوان‌های بزرگ

جملات نمونه

when glasses clink, it signifies a toast.

وقتی لیوان‌ها با هم برخورد می‌کنند، نشان‌دهنده یک آرزوی خوب است.

the sound of clinks filled the room during the celebration.

صدای برخورد لیوان‌ها در طول جشن، اتاق را پر کرد.

she loves the way the ice clinks in her drink.

او عاشق این است که یخ‌ها در نوشیدنی‌اش چگونه با هم برخورد می‌کنند.

as they clinked their mugs, laughter erupted.

همانطور که لیوان‌های خود را به هم می‌زدند، خنده فوران کرد.

the clinks of coins echoed in the jar.

صدای برخورد سکه‌ها در پارچه پول نخی طنین‌انداز بود.

he enjoyed the clinks of the silverware during dinner.

او از صدای برخورد ظروف نقره‌ای در هنگام شام لذت برد.

with every clink, they celebrated their friendship.

با هر برخورد لیوان، دوستی خود را جشن گرفتند.

the clinks of the champagne glasses signaled the start of the party.

صدای برخورد لیوان‌های شامپاین، شروع مهمانی را نشان داد.

she smiled at the clinks of her jewelry as she walked.

او در حالی که راه می‌رفت، با خوشحالی به صدای برخورد جواهرات خود نگاه کرد.

the clinks of the tools indicated a busy workshop.

صدای برخورد ابزارها نشان‌دهنده یک کارگاه شلوغ بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید