| جمع | cloisons |
cloison wall
دیوار جداکننده
cloison system
سیستم جداکننده
cloison design
طراحی جداکننده
cloison panel
پنل جداکننده
cloison method
روش جداکننده
cloison installation
نصب جداکننده
cloison material
مواد جداکننده
cloison style
سبک جداکننده
cloison solution
راه حل جداکننده
cloison concept
مفهوم جداکننده
the architect designed a beautiful cloison for the gallery.
معمار یک کلوزون زیبا برای گالری طراحی کرد.
we decided to install a cloison to separate the living room from the dining area.
ما تصمیم گرفتیم یک کلوزون برای جدا کردن اتاق نشیمن از اتاق غذاخوری نصب کنیم.
the cloison technique is often used in decorative arts.
تکنیک کلوزون اغلب در هنر های تزئینی استفاده می شود.
she admired the intricate designs of the cloison during the exhibition.
او طرح های پیچیده کلوزون را در طول نمایشگاه تحسین کرد.
using a cloison can enhance the privacy of your workspace.
استفاده از کلوزون می تواند حریم خصوصی فضای کاری شما را افزایش دهد.
the cloison was made of colorful glass, adding vibrancy to the room.
کلوزون از شیشه رنگارنگ ساخته شده بود و به اتاق سرزندگی بخشید.
they installed a wooden cloison to create a cozy reading nook.
آنها یک کلوزون چوبی برای ایجاد یک فضای مطالعه دنج نصب کردند.
in ancient times, cloison was used to create stunning jewelry.
در زمان های قدیم، از کلوزون برای ایجاد جواهرات خیره کننده استفاده می شد.
the cloison design allowed for natural light to filter through.
طراحی کلوزون اجازه می داد نور طبیعی از آن عبور کند.
her art piece featured a unique cloison style that captivated the audience.
قطعه هنری او دارای سبک کلوزون منحصر به فردی بود که مخاطبان را مجذوب خود کرد.
cloison wall
دیوار جداکننده
cloison system
سیستم جداکننده
cloison design
طراحی جداکننده
cloison panel
پنل جداکننده
cloison method
روش جداکننده
cloison installation
نصب جداکننده
cloison material
مواد جداکننده
cloison style
سبک جداکننده
cloison solution
راه حل جداکننده
cloison concept
مفهوم جداکننده
the architect designed a beautiful cloison for the gallery.
معمار یک کلوزون زیبا برای گالری طراحی کرد.
we decided to install a cloison to separate the living room from the dining area.
ما تصمیم گرفتیم یک کلوزون برای جدا کردن اتاق نشیمن از اتاق غذاخوری نصب کنیم.
the cloison technique is often used in decorative arts.
تکنیک کلوزون اغلب در هنر های تزئینی استفاده می شود.
she admired the intricate designs of the cloison during the exhibition.
او طرح های پیچیده کلوزون را در طول نمایشگاه تحسین کرد.
using a cloison can enhance the privacy of your workspace.
استفاده از کلوزون می تواند حریم خصوصی فضای کاری شما را افزایش دهد.
the cloison was made of colorful glass, adding vibrancy to the room.
کلوزون از شیشه رنگارنگ ساخته شده بود و به اتاق سرزندگی بخشید.
they installed a wooden cloison to create a cozy reading nook.
آنها یک کلوزون چوبی برای ایجاد یک فضای مطالعه دنج نصب کردند.
in ancient times, cloison was used to create stunning jewelry.
در زمان های قدیم، از کلوزون برای ایجاد جواهرات خیره کننده استفاده می شد.
the cloison design allowed for natural light to filter through.
طراحی کلوزون اجازه می داد نور طبیعی از آن عبور کند.
her art piece featured a unique cloison style that captivated the audience.
قطعه هنری او دارای سبک کلوزون منحصر به فردی بود که مخاطبان را مجذوب خود کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید