close-range encounter
برخورد در فاصله نزدیک
close-range fire
آتش در فاصله نزدیک
close-range weapon
سلاح در فاصله نزدیک
close-range combat
درگیری در فاصله نزدیک
close-range view
دید در فاصله نزدیک
close-range attack
حمله در فاصله نزدیک
close-range blast
انفجار در فاصله نزدیک
close-range proximity
نزدیکی در فاصله نزدیک
the security camera captured the incident in close-range.
دوربین امنیتی حادثه را در فاصله نزدیک ضبط کرد.
the boxer dominated the fight with devastating close-range punches.
بوکسور با مشتهای ویرانگر در فاصله نزدیک، بر مسابقه غلبه کرد.
we observed the wildlife from a safe and close-range viewing platform.
ما حیات وحش را از یک سکوی تماشا در فاصله نزدیک و امن مشاهده کردیم.
the photographer used a macro lens for close-range shots of flowers.
عکاس از لنز ماکرو برای عکسبرداری از نزدیک گلها استفاده کرد.
the drone provided stunning aerial footage of the volcano in close-range.
پهپاد تصاویر هوایی خیرهکننده از فوران آتشفشان در فاصله نزدیک ارائه داد.
the sniper took aim and fired from a long distance, not close-range.
تیرانداز از فاصله دور هدف گرفت و شلیک کرد، نه در فاصله نزدیک.
the artist preferred painting portraits in close-range detail.
هنرمند ترجیح میداد پرترهها را با جزئیات در فاصله نزدیک نقاشی کند.
the rescue team searched for survivors in the rubble at close-range.
تیم نجات در میان آوارها در فاصله نزدیک به دنبال بازماندگان میگشت.
the sensor detected movement within a close-range radius.
سنسور حرکت را در شعاع نزدیک تشخیص داد.
the speaker engaged with the audience in a close-range, interactive session.
سخنرانی با مخاطبان در یک جلسه تعاملی و در فاصله نزدیک ارتباط برقرار کرد.
the mine was detonated at close-range to minimize collateral damage.
معدن برای به حداقل رساندن خسارت جانبی در فاصله نزدیک منفجر شد.
close-range encounter
برخورد در فاصله نزدیک
close-range fire
آتش در فاصله نزدیک
close-range weapon
سلاح در فاصله نزدیک
close-range combat
درگیری در فاصله نزدیک
close-range view
دید در فاصله نزدیک
close-range attack
حمله در فاصله نزدیک
close-range blast
انفجار در فاصله نزدیک
close-range proximity
نزدیکی در فاصله نزدیک
the security camera captured the incident in close-range.
دوربین امنیتی حادثه را در فاصله نزدیک ضبط کرد.
the boxer dominated the fight with devastating close-range punches.
بوکسور با مشتهای ویرانگر در فاصله نزدیک، بر مسابقه غلبه کرد.
we observed the wildlife from a safe and close-range viewing platform.
ما حیات وحش را از یک سکوی تماشا در فاصله نزدیک و امن مشاهده کردیم.
the photographer used a macro lens for close-range shots of flowers.
عکاس از لنز ماکرو برای عکسبرداری از نزدیک گلها استفاده کرد.
the drone provided stunning aerial footage of the volcano in close-range.
پهپاد تصاویر هوایی خیرهکننده از فوران آتشفشان در فاصله نزدیک ارائه داد.
the sniper took aim and fired from a long distance, not close-range.
تیرانداز از فاصله دور هدف گرفت و شلیک کرد، نه در فاصله نزدیک.
the artist preferred painting portraits in close-range detail.
هنرمند ترجیح میداد پرترهها را با جزئیات در فاصله نزدیک نقاشی کند.
the rescue team searched for survivors in the rubble at close-range.
تیم نجات در میان آوارها در فاصله نزدیک به دنبال بازماندگان میگشت.
the sensor detected movement within a close-range radius.
سنسور حرکت را در شعاع نزدیک تشخیص داد.
the speaker engaged with the audience in a close-range, interactive session.
سخنرانی با مخاطبان در یک جلسه تعاملی و در فاصله نزدیک ارتباط برقرار کرد.
the mine was detonated at close-range to minimize collateral damage.
معدن برای به حداقل رساندن خسارت جانبی در فاصله نزدیک منفجر شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید