close-ups

[ایالات متحده]/[ˈkləʊz ʌps]/
[بریتانیا]/[ˈ kloʊz ʌps]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عکس‌ها یا فیلم‌هایی که در فاصله‌ی بسیار کوتاه گرفته شده‌اند و سوژه را با جزئیات نشان می‌دهند؛ بررسی یا تحلیل دقیق از چیزی؛ لباس چسبان.

عبارات و ترکیب‌ها

close-ups of

نمای نزدیک

taking close-ups

گرفتن نماهای نزدیک

close-up shots

نماهای نزدیک

close-ups reveal

نماهای نزدیک آشکار می‌کنند

close-ups show

نماهای نزدیک نشان می‌دهند

close-up view

نمای نزدیک

close-ups highlight

نماهای نزدیک برجسته می‌کنند

close-ups capture

نماهای نزدیک ضبط می‌کنند

close-up details

جزئیات نمای نزدیک

close-ups provide

نماهای نزدیک ارائه می‌دهند

جملات نمونه

the photographer used close-ups to highlight the intricate details of the flower.

عکاس از نمای نزدیک برای برجسته کردن جزئیات پیچیده گل استفاده کرد.

we often use close-ups in product photography to showcase texture and quality.

ما اغلب از نمای نزدیک در عکاسی محصول برای نشان دادن بافت و کیفیت استفاده می‌کنیم.

the documentary included several close-ups of the animal's face to evoke empathy.

فیلم مستند شامل چندین نمای نزدیک از چهره حیوان برای برانگیختن همدلی بود.

the director requested close-ups of the actor's eyes to convey sadness.

کارگردان خواستار نمای نزدیک از چشمان بازیگر برای نشان دادن غم و اندوه بود.

the news report featured close-ups of the damaged building after the earthquake.

گزارش خبری شامل نمای نزدیک از ساختمان آسیب‌دیده پس از زلزله بود.

close-ups of the chef's hands preparing the dish made it look even more appealing.

نمای نزدیک از دست‌های آشپز در حال تهیه غذا باعث شد که غذا جذاب‌تر به نظر برسد.

the film utilized dramatic close-ups to build suspense during the chase scene.

فیلم از نمای نزدیک‌های دراماتیک برای ایجاد تعلیق در صحنه تعقیب و گریز استفاده کرد.

the artist's close-ups of everyday objects revealed their hidden beauty.

نمای نزدیک‌های هنرمند از اشیاء روزمره، زیبایی پنهان آنها را نشان داد.

the scientist used close-ups to examine the microscopic structure of the sample.

دانشمند از نمای نزدیک برای بررسی ساختار میکروسکوپی نمونه استفاده کرد.

the makeup artist used close-ups to ensure the foundation was applied evenly.

هنرمکاپ استفاده از نمای نزدیک برای اطمینان از اینکه کرم پودر به طور یکنواخت استفاده شده است، استفاده کرد.

the camera zoomed in for close-ups of the wedding rings during the ceremony.

دوربین برای نمای نزدیک از حلقه های ازدواج در طول مراسم زوم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید