clotted

[ایالات متحده]/'klɔtid/
[بریتانیا]/ˈklɑtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. لخته شده

عبارات و ترکیب‌ها

clotted cream

خامه غلیظ

clotted blood

خون منعقد

clotted milk

شیر لخته

blood clot

گرفتگی خون

جملات نمونه

its nostrils were clotted with blood.

سوراخ‌های بینی‌اش با خون آغشته شده بود.

Perspiration clotted his hair.

تعریق موهایش را آغشته کرد.

scones slathered with clotted cream.

اسکون‌های پوشیده شده با خامه غلیظ.

Introduce An Shun's Power plant a Term clotted water depurate equipment's drainage technic change.Change before or anon contrast, sopite design technic existed problem.

معرفی پالایشگاه آن شون، یک تغییر تکنیک زهکشی تجهیزات تصفیه آب لخته‌ای. تغییر قبل یا بعد از آن، تضاد، مشکل تکنیک طراحی خوابیده.

نمونه‌های واقعی

Another showed signs of a partial blood clot.

یکی دیگر نشانه‌های یک لخته خونی جزئی را نشان داد.

منبع: CNN 10 Student English November 2019 Collection

This ice cream is made from clotted cream.

این بستنی از خامه غلیظ درست شده است.

منبع: Gourmet Base

This makes it curdle , and we see little white jelly-like clots or " curds" forming.

این باعث می‌شود که ترش شود و ما لخته‌های کوچک و سفید مانند ژله یا " ترش‌ها" را می‌بینیم که در حال تشکیل شدن هستند.

منبع: British Students' Science Reader

Blood flowing through the tubes can form dangerous clots.

جریان خون از طریق لوله‌ها می‌تواند لخته‌های خطرناک ایجاد کند.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Collection October 2014

This means they act like brakes on coagulation, limiting clot formation and preventing clots from growing too big.

این بدان معناست که آنها مانند ترمزهایی بر روی انعقاد عمل می کنند، تشکیل لخته را محدود می کنند و از بزرگ شدن بیش از حد لخته ها جلوگیری می کنند.

منبع: Osmosis - Blood Cancer

She has a blood clot. We need to remove it.

او یک لخته خونی دارد. ما باید آن را خارج کنیم.

منبع: Canadian drama "Saving Hope" Season 1

Another issue the study found was blood clots.

یکی دیگر از مشکلاتی که مطالعه نشان داد، لخته‌های خونی بود.

منبع: CNN 10 Student English November 2019 Collection

They had been investigating claims that it caused blood clots.

آنها در حال بررسی ادعایی بودند که باعث ایجاد لخته‌های خونی می‌شود.

منبع: The Economist (Summary)

Farina passed away after suffering a blood clot in his lung.

فارینا پس از دست و پنجه نرم کردن با یک لخته خونی در ریه‌اش فوت کرد.

منبع: NPR News July 2013 Compilation

One astronaut had one. Another showed signs of a partial blood clot.

یک فضانورد یکی داشت. دیگری نشانه‌های یک لخته خونی جزئی را نشان داد.

منبع: CNN Listening Compilation December 2019

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید