cloven

[ایالات متحده]/'kləʊv(ə)n/
[بریتانیا]/'klovən'fʊtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شکسته، تقسیم شده؛ دارای سم‌های شکافته
v. شکافتن (فعل ماضی از cleave)

عبارات و ترکیب‌ها

cloven hoof

پنجه دوتایی

cloven wood

چوب شکافته شده

جملات نمونه

"Cows, sheep, and goats have cloven hoofs."

گاوها، گوسفندها و بزها دارای سم شکاف‌دار هستند.

Shortly after they became man and wife Tom began to show the cloven foot.

بلافاصله پس از اینکه آنها به همسر و شوهر تبدیل شدند، توم شروع به نشان دادن سم شکاف‌دار کرد.

the cloven rock face

سطح صخره شکاف‌دار

cloven into two parts

به دو قسمت شکاف خورده

cloven by a sharp blade

به وسیله تیغه ای تیز شکافته شده

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید