| جمع | clowders |
clowder of cats
گلهای از گربهها
a clowder gathered
یک گله جمع شده
clowder of kittens
گلهای از بچه گربه ها
the clowder plays
گله بازی میکند
clowder chasing mice
گله در حال تعقیب موشها
clowder of strays
گلهای از گربههای ولگرد
clowder at play
گله در حال بازی
a clowder of cats gathered in the garden.
گروهی از گربهها در باغ جمع شده بودند.
the clowder was playful and chased each other around.
آن گروه از گربهها بازیگوش بودند و دور و بر یکدیگر میدویدند.
she adopted a clowder from the shelter.
او یک گروه از گربهها را از پناهگاه به فرزندی پذیرفت.
the clowder lounged lazily in the sun.
آن گروه از گربهها به آرامی و با تنبلی در آفتاب دراز کشیده بودند.
we often see a clowder near the park.
ما اغلب یک گروه از گربهها را نزدیک پارک میبینیم.
each cat in the clowder had its own personality.
هر گربه در آن گروه، شخصیت خاص خود را داشت.
the clowder meowed loudly when they were hungry.
وقتی گرسنه بودند، آن گروه از گربهها با صدای بلند میومیو کردند.
she enjoys watching the clowder play together.
او از تماشای بازی کردن آن گروه از گربهها با هم لذت میبرد.
it's fascinating to observe a clowder's social dynamics.
مشاهده پویاییهای اجتماعی یک گروه از گربهها بسیار جذاب است.
the clowder quickly became a beloved part of the family.
آن گروه از گربهها به سرعت به بخشی دوستداشتنی از خانواده تبدیل شدند.
clowder of cats
گلهای از گربهها
a clowder gathered
یک گله جمع شده
clowder of kittens
گلهای از بچه گربه ها
the clowder plays
گله بازی میکند
clowder chasing mice
گله در حال تعقیب موشها
clowder of strays
گلهای از گربههای ولگرد
clowder at play
گله در حال بازی
a clowder of cats gathered in the garden.
گروهی از گربهها در باغ جمع شده بودند.
the clowder was playful and chased each other around.
آن گروه از گربهها بازیگوش بودند و دور و بر یکدیگر میدویدند.
she adopted a clowder from the shelter.
او یک گروه از گربهها را از پناهگاه به فرزندی پذیرفت.
the clowder lounged lazily in the sun.
آن گروه از گربهها به آرامی و با تنبلی در آفتاب دراز کشیده بودند.
we often see a clowder near the park.
ما اغلب یک گروه از گربهها را نزدیک پارک میبینیم.
each cat in the clowder had its own personality.
هر گربه در آن گروه، شخصیت خاص خود را داشت.
the clowder meowed loudly when they were hungry.
وقتی گرسنه بودند، آن گروه از گربهها با صدای بلند میومیو کردند.
she enjoys watching the clowder play together.
او از تماشای بازی کردن آن گروه از گربهها با هم لذت میبرد.
it's fascinating to observe a clowder's social dynamics.
مشاهده پویاییهای اجتماعی یک گروه از گربهها بسیار جذاب است.
the clowder quickly became a beloved part of the family.
آن گروه از گربهها به سرعت به بخشی دوستداشتنی از خانواده تبدیل شدند.
Explore frequently searched vocabulary
Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!
Download DictoGo Now