clunch

[ایالات متحده]/klʌntʃ/
[بریتانیا]/klʌntʃ/

ترجمه

n. خاک رس سخت؛ سنگ آهک سفید سخت
Word Forms
جمعclunches

عبارات و ترکیب‌ها

clunch time

زمان کلانچ

clunch together

همراه با کلانچ

clunch party

جشنواره کلانچ

clunch break

استراحت کلانچ

clunch moment

لحظه کلانچ

clunch group

گروه کلانچ

clunch event

رویداد کلانچ

clunch session

جلسه کلانچ

clunch vibe

فضای کلانچ

clunch fun

سرگرمی کلانچ

جملات نمونه

he decided to clunch the bread before eating.

او تصمیم گرفت قبل از خوردن نان آن را فشار دهد.

they clunched the leaves together to make a nest.

آنها برگ‌ها را کنار هم فشار دادند تا یک لانه درست کنند.

she likes to clunch her hair into a bun.

او دوست دارد موهایش را به یک بافت ببندد.

don't clunch the paper, it's important.

کاغذ را فشار ندهید، مهم است.

he clunched the fabric tightly to avoid wrinkles.

او پارچه را محکم فشار داد تا از چروک شدن آن جلوگیری کند.

they clunched the ball before throwing it.

آنها توپ را قبل از پرتاب کردن فشار دادند.

she clunched her fists in frustration.

او در ناامیدی مشت های خود را فشار داد.

he clunched the toy in his hands.

او اسباب‌بازی را در دستان خود فشار داد.

she clunched the dough to make cookies.

او خمیر را فشار داد تا کوکی درست کند.

they clunched the clay to shape it.

آنها رس را فشار دادند تا آن را شکل دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید