clunches

[ایالات متحده]/klʌnʧɪz/
[بریتانیا]/klʌnʧɪz/

ترجمه

n. خاک رس سخت; سنگ آهک سفید سخت

عبارات و ترکیب‌ها

clunches together

در هم فشردن

clunches of food

کلش‌های غذا

clunches of people

کلش‌های مردم

clunches of clay

کلش‌های خاک رس

clunches of grass

کلش‌های چمن

clunches of snow

کلش‌های برف

clunches of leaves

کلش‌های برگ

clunches of hair

کلش‌های مو

clunches of fabric

کلش‌های پارچه

clunches of paper

کلش‌های کاغذ

جملات نمونه

she clunches her fist in frustration.

او با ناامیدی مشت خود را می‌گَرداند.

the child clunches his toy tightly.

کودک اسباب‌بازی خود را محکم در دست می‌فشارد.

he clunches the paper to express his anger.

او برای نشان دادن خشم خود، کاغذ را در دست مشت می‌کند.

during the meeting, she clunches her notes nervously.

در طول جلسه، او با اضطراب یادداشت‌های خود را در دست مشت می‌کند.

she clunches her jaw when she's anxious.

وقتی مضطرب است، او دندان‌های خود را می‌گَرداند.

he clunches his hands together for warmth.

او برای گرم شدن، دستان خود را در هم می‌فشارد.

as the storm approached, they clunched their umbrellas tightly.

همانطور که طوفان نزدیک می‌شد، آنها چترهای خود را محکم در دست می‌فشردند.

she clunches her stomach in anticipation of the roller coaster.

او با انتظار سواری سرسره، شکمش را در دست می‌فشارد.

he clunches the steering wheel while driving in traffic.

او در حالی که در ترافیک رانندگی می‌کند، فرمان را در دست می‌فشارد.

in the movie, the hero clunches his sword before the battle.

در فیلم، قهرمان قبل از نبرد شمشیر خود را در دست مشت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید