| جمع | co-authors |
| شکل سوم شخص مفرد | co-authors |
co-authoring a paper
همنویسي یک مقاله
co-author with
همنویس با
be a co-author
همنویس بودن
co-authored book
کتاب همنویسشده
lead co-author
همنویس اصلی
co-author's name
نام همنویس
be co-authors
همنویس بودن
be the co-author
همنویس بودن
co-authoring process
فرآیند همنویسي
list co-authors
لیست کردن همنویسان
she is a respected researcher and a frequent co-author on scientific papers.
او یک محقق مورد احترام و نویسنده مشترک مکرر در مقالات علمی است.
we decided to co-author a book proposal to submit to the publisher.
ما تصمیم گرفتیم یک پیشنهاد کتاب برای ارسال به ناشر با هم نویسندگی کنیم.
the lead author acknowledged the significant contributions of their co-author.
نویسنده اصلی مشارکتهای قابل توجه نویسنده مشترک را تأیید کرد.
he sought out a co-author with expertise in a different field.
او به دنبال یک نویسنده مشترک با تخصص در یک زمینه متفاوت بود.
becoming a co-author can boost your academic profile and visibility.
تبدیل شدن به نویسنده مشترک میتواند به تقویت پروفایل و دید دانشگاهی شما کمک کند.
the co-authors shared the workload and responsibilities equally.
نویسندگان مشترک به طور مساوی حجم کار و مسئولیتها را تقسیم کردند.
they are proud to be listed as co-authors on the published article.
آنها مفتخرند که به عنوان نویسنده مشترک در مقاله منتشر شده فهرست شدهاند.
the university encourages faculty to collaborate and co-author research projects.
دانشگاه از همکاری و همنویسی پروژههای تحقیقاتی توسط اساتید حمایت میکند.
the co-author’s insights were invaluable to the completion of the study.
دیدگاههای نویسنده مشترک برای تکمیل مطالعه بسیار ارزشمند بود.
we plan to co-author a chapter in the upcoming edited volume.
ما قصد داریم یک فصل را در مجموعه ویرایش شده آینده با هم نویسندگی کنیم.
the co-authors meticulously reviewed each other's contributions.
نویسندگان مشترک به دقت از مشارکتهای یکدیگر بررسی کردند.
co-authoring a paper
همنویسي یک مقاله
co-author with
همنویس با
be a co-author
همنویس بودن
co-authored book
کتاب همنویسشده
lead co-author
همنویس اصلی
co-author's name
نام همنویس
be co-authors
همنویس بودن
be the co-author
همنویس بودن
co-authoring process
فرآیند همنویسي
list co-authors
لیست کردن همنویسان
she is a respected researcher and a frequent co-author on scientific papers.
او یک محقق مورد احترام و نویسنده مشترک مکرر در مقالات علمی است.
we decided to co-author a book proposal to submit to the publisher.
ما تصمیم گرفتیم یک پیشنهاد کتاب برای ارسال به ناشر با هم نویسندگی کنیم.
the lead author acknowledged the significant contributions of their co-author.
نویسنده اصلی مشارکتهای قابل توجه نویسنده مشترک را تأیید کرد.
he sought out a co-author with expertise in a different field.
او به دنبال یک نویسنده مشترک با تخصص در یک زمینه متفاوت بود.
becoming a co-author can boost your academic profile and visibility.
تبدیل شدن به نویسنده مشترک میتواند به تقویت پروفایل و دید دانشگاهی شما کمک کند.
the co-authors shared the workload and responsibilities equally.
نویسندگان مشترک به طور مساوی حجم کار و مسئولیتها را تقسیم کردند.
they are proud to be listed as co-authors on the published article.
آنها مفتخرند که به عنوان نویسنده مشترک در مقاله منتشر شده فهرست شدهاند.
the university encourages faculty to collaborate and co-author research projects.
دانشگاه از همکاری و همنویسی پروژههای تحقیقاتی توسط اساتید حمایت میکند.
the co-author’s insights were invaluable to the completion of the study.
دیدگاههای نویسنده مشترک برای تکمیل مطالعه بسیار ارزشمند بود.
we plan to co-author a chapter in the upcoming edited volume.
ما قصد داریم یک فصل را در مجموعه ویرایش شده آینده با هم نویسندگی کنیم.
the co-authors meticulously reviewed each other's contributions.
نویسندگان مشترک به دقت از مشارکتهای یکدیگر بررسی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید