co-chairs meeting
جلسه رئیس کمیته
appoint co-chairs
نامگذاری رئیس کمیته
co-chairs role
نقش رئیس کمیته
co-chairing committee
کمیته رئیس کمیته
new co-chairs
رئیس کمیته جدید
co-chairs present
وجود رئیس کمیته
co-chairs thanked
تشکر از رئیس کمیته
supporting co-chairs
حمایت از رئیس کمیته
co-chairs elected
انتخاب رئیس کمیته
serve as co-chairs
خدمت به عنوان رئیس کمیته
the committee selected two experienced individuals to serve as co-chairs.
کمیته دو فرد با تجربه را برای انتخاب به عنوان رئیس کمیته انتخاب کرد.
the co-chairs will jointly lead the upcoming fundraising gala.
رئیس کمیتهها در گالا جمعآوری کمکهای مالی آینده به طور مشترک رهبری خواهند کرد.
we need co-chairs who can effectively manage the project team.
ما نیاز به رئیس کمیتههایی داریم که بتوانند به طور مؤثر تیم پروژه را مدیریت کنند.
the co-chairs presented a united front during the negotiations.
رئیس کمیتهها در مذاکرات یک جبهه واحد ارائه دادند.
the co-chairs are responsible for facilitating discussions and reaching consensus.
رئیس کمیتهها مسئول تسهیل گفت و گو و دستیابی به توافق هستند.
the event benefited from the strong leadership of the co-chairs.
این رویداد از رهبری قوی رئیس کمیتهها بهره مند شد.
the co-chairs worked tirelessly to ensure the conference's success.
رئیس کمیتهها با تلاش بیوقفه برای موفقیت کنفرانس کار کردند.
the co-chairs shared the responsibilities of organizing the annual meeting.
رئیس کمیتهها مسئولیتهای سازماندهی جلسه سالیانه را به اشتراک گذاشتند.
the board appointed new co-chairs to revitalize the organization.
هیئت اداره رئیس کمیتههای جدیدی را برای تجدید نظر در سازمان منصوب کرد.
the co-chairs collaborated closely to address the challenges facing the department.
رئیس کمیتهها به طور نزدیک با هم همکاری کردند تا چالشهایی که بخش مواجه است را برطرف کنند.
the co-chairs outlined a clear vision for the future of the company.
رئیس کمیتهها یک تصویر واضحی از آینده شرکت را ترسیم کردند.
co-chairs meeting
جلسه رئیس کمیته
appoint co-chairs
نامگذاری رئیس کمیته
co-chairs role
نقش رئیس کمیته
co-chairing committee
کمیته رئیس کمیته
new co-chairs
رئیس کمیته جدید
co-chairs present
وجود رئیس کمیته
co-chairs thanked
تشکر از رئیس کمیته
supporting co-chairs
حمایت از رئیس کمیته
co-chairs elected
انتخاب رئیس کمیته
serve as co-chairs
خدمت به عنوان رئیس کمیته
the committee selected two experienced individuals to serve as co-chairs.
کمیته دو فرد با تجربه را برای انتخاب به عنوان رئیس کمیته انتخاب کرد.
the co-chairs will jointly lead the upcoming fundraising gala.
رئیس کمیتهها در گالا جمعآوری کمکهای مالی آینده به طور مشترک رهبری خواهند کرد.
we need co-chairs who can effectively manage the project team.
ما نیاز به رئیس کمیتههایی داریم که بتوانند به طور مؤثر تیم پروژه را مدیریت کنند.
the co-chairs presented a united front during the negotiations.
رئیس کمیتهها در مذاکرات یک جبهه واحد ارائه دادند.
the co-chairs are responsible for facilitating discussions and reaching consensus.
رئیس کمیتهها مسئول تسهیل گفت و گو و دستیابی به توافق هستند.
the event benefited from the strong leadership of the co-chairs.
این رویداد از رهبری قوی رئیس کمیتهها بهره مند شد.
the co-chairs worked tirelessly to ensure the conference's success.
رئیس کمیتهها با تلاش بیوقفه برای موفقیت کنفرانس کار کردند.
the co-chairs shared the responsibilities of organizing the annual meeting.
رئیس کمیتهها مسئولیتهای سازماندهی جلسه سالیانه را به اشتراک گذاشتند.
the board appointed new co-chairs to revitalize the organization.
هیئت اداره رئیس کمیتههای جدیدی را برای تجدید نظر در سازمان منصوب کرد.
the co-chairs collaborated closely to address the challenges facing the department.
رئیس کمیتهها به طور نزدیک با هم همکاری کردند تا چالشهایی که بخش مواجه است را برطرف کنند.
the co-chairs outlined a clear vision for the future of the company.
رئیس کمیتهها یک تصویر واضحی از آینده شرکت را ترسیم کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید