cobbling

[ایالات متحده]/ˈkɒblɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkɑːblɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل سنگفرش کردن با سنگ‌ریزه‌ها؛ رنگ‌آمیزی مجدد پارچه
v. ساخت یا تعمیر کفش به صورت خشن؛ ساختن چیزی به سرعت؛ کنار هم گذاشتن به صورت تصادفی
Word Forms
جمعcobblings

عبارات و ترکیب‌ها

cobbling together

ترکیب کردن

cobbling up

ترکیب کردن

cobbling it

ترکیب کردن

cobbling shoes

ساختن کفش

cobbling plans

تهیه طرح

cobbling resources

جمع‌آوری منابع

cobbling ideas

ایده پردازی

cobbling data

جمع‌آوری داده

cobbling solutions

تهیه راه حل

cobbling funds

جمع‌آوری بودجه

جملات نمونه

he was cobbling together a plan for the project.

او داشت طرحی را برای پروژه کنار هم می‌ گذاشت.

the artist spent hours cobbling together various materials.

هنرمند ساعت‌ها وقت صرف کنار هم قرار دادن مواد مختلف کرد.

she was cobbling a dress from old fabric.

او داشت یک لباس را از پارچه قدیمی کنار هم می‌ گذاشت.

they are cobbling together a budget for the event.

آنها داشتند بودجه‌ای را برای رویداد کنار هم می‌ گذاشتند.

the team is cobbling together a strategy to improve sales.

تیم در حال کنار هم قرار دادن یک استراتژی برای بهبود فروش است.

he found himself cobbling together a makeshift solution.

او متوجه شد که در حال کنار هم قرار دادن یک راه حل موقت است.

we are cobbling together ideas for the new campaign.

ما در حال کنار هم قرار دادن ایده‌ها برای کمپین جدید هستیم.

she was cobbling together her thoughts for the presentation.

او داشت افکار خود را برای ارائه کنار هم می‌ گذاشت.

they were cobbling together a playlist for the party.

آنها داشتند یک لیست پخش را برای مهمانی کنار هم می‌ گذاشتند.

he is cobbling together a team of experts for the project.

او در حال کنار هم قرار دادن تیمی از متخصصان برای پروژه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید