patching

[ایالات متحده]/ˈpætʃɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpætʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل تعمیر یا ترمیم چیزی
v. شکل حال استمراری patch، به معنای تعمیر یا به سرعت جمع کردن

عبارات و ترکیب‌ها

patching process

فرآیند وصله‌زنی

patching software

نرم‌افزار وصله‌زنی

patching system

وصله‌زنی سیستم

patching files

وصله‌زنی فایل‌ها

patching issues

رفع مشکلات از طریق وصله‌زنی

patching updates

وصله‌زنی به‌روزرسانی‌ها

patching code

وصله‌زنی کد

patching tools

ابزارهای وصله‌زنی

patching methods

روش‌های وصله‌زنی

patching vulnerabilities

وصله‌زنی آسیب‌پذیری‌ها

جملات نمونه

the software team is patching the security vulnerabilities.

تیم نرم‌افزار در حال رفع آسیب‌پذیری‌های امنیتی است.

patching the roof before winter is essential.

تعمیر سقف قبل از زمستان ضروری است.

he spent the weekend patching his bike tires.

او آخر هفته را برای تعمیر لاستیک‌های دوچرخه خود گذراند.

patching the code can improve performance.

تعمیر کد می‌تواند عملکرد را بهبود بخشد.

the technician is patching the network issues.

تکنسین در حال رفع مشکلات شبکه است.

patching the game helped fix several bugs.

تعمیر بازی به رفع اشکالات متعدد کمک کرد.

they are patching the old wall to prevent leaks.

آنها دیوار قدیمی را برای جلوگیری از نشت تعمیر می‌کنند.

the company is patching up its relationship with clients.

شرکت در حال ترمیم رابطه خود با مشتریان است.

after patching the cracks, the wall looked new.

پس از تعمیر ترک‌ها، دیوار نو به نظر می‌رسید.

she is patching her jeans to give them a new look.

او در حال تعمیر جین خود برای دادن ظاهری جدید به آنهاست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید