coenobite

[ایالات متحده]/ˈsiːnəbaɪt/
[بریتانیا]/ˈsiːnəbaɪt/

ترجمه

n. یک عضو از یک جامعه مذهبی که در کنار هم زندگی می‌کنند؛ راهبی که در یک محیط جمعی زندگی می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

coenobite monk

راهب کوئِنوبیت

coenobite community

جامعه کوئِنوبیت

coenobite lifestyle

سبک زندگی کوئِنوبیت

coenobite rule

قانون کوئِنوبیت

coenobite order

ترتیب کوئِنوبیت

coenobite tradition

آداب و رسوم کوئِنوبیت

coenobite society

جامعه کوئِنوبیت

coenobite practices

اعمال کوئِنوبیت

coenobite vows

عهد کوئِنوبیت

coenobite hermitage

معبد کوئِنوبیت

جملات نمونه

the coenobite lifestyle emphasizes community living.

سبک زندگی کوئِنوبیت بر زندگی در اجتماع تاکید دارد.

many coenobites dedicate their lives to prayer and contemplation.

بسیاری از کوئِنوبیت ها زندگی خود را وقف نماز و تفکر می کنند.

coenobite monks often live in monasteries.

راهبان کوئِنوبیت اغلب در صومعه ها زندگی می کنند.

the rules of coenobite communities can vary widely.

قوانین جوامع کوئِنوبیت می تواند بسیار متفاوت باشد.

coenobite traditions have been preserved for centuries.

رسوم کوئِنوبیت برای قرن ها حفظ شده اند.

living as a coenobite requires commitment and discipline.

زندگی به عنوان یک کوئِنوبیت نیاز به تعهد و نظم دارد.

coenobite orders often focus on communal activities.

دستورات کوئِنوبیت اغلب بر فعالیت های جمعی تمرکز می کنند.

some coenobite communities practice strict silence.

برخی از جوامع کوئِنوبیت سکوت سختگیرانه را تمرین می کنند.

the coenobite approach fosters a sense of belonging.

رویکرد کوئِنوبیت باعث ایجاد حس تعلق خاطر می شود.

coenobite life encourages mutual support among members.

زندگی کوئِنوبیت تشویق به حمایت متقابل بین اعضا می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید