coercive

[ایالات متحده]/kəʊˈɜːsɪv/
[بریتانیا]/koʊˈɜːrsɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قهری یا اجباری
استفاده از نیرو یا فشار
استفاده از تهدید یا ارعاب

عبارات و ترکیب‌ها

coercive force

زور تحمیلی

جملات نمونه

America had full employment and no need of coercive labour, nor unemployment insurance,-nor welfare, until sometimey after the enactment of TheFederal Reserve Act and the Income TaxAct.

آمریکا اشتغال کامل داشت و نیازی به نیروی کار اجباری، بیمه بیکاری یا رفاه نداشت تا مدتی پس از تصویب قانون فدرال رزرو و قانون مالیات بر درآمد.

The coercive tactics used by the dictator sparked international outrage.

تاکتیک‌های اجباری مورد استفاده دیکتاتور خشم بین‌المللی را برانگیخت.

The union members felt pressured by the coercive measures taken by the company.

اعضای اتحادیه احساس کردند که تحت فشار اقدامات اجباری که توسط شرکت انجام شده است.

The government resorted to coercive actions to suppress the protest.

دولت برای سرکوب اعتراض به اقدامات اجباری متوسل شد.

Coercive behavior is not acceptable in a civilized society.

رفتار اجباری در یک جامعه متمدن قابل قبول نیست.

The coercive nature of the new policy led to widespread resistance.

طبیعت اجباری سیاست جدید منجر به مقاومت گسترده شد.

The coercive measures taken by the police were criticized as excessive.

اقدامات اجباری که توسط پلیس انجام شده بود به عنوان بیش از حد مورد انتقاد قرار گرفت.

The coercive power of the law compelled him to comply.

قدرت اجباری قانون او را مجبور به رعایت کرد.

The company used coercive tactics to force employees to work overtime.

شرکت از تاکتیک‌های اجباری برای مجبور کردن کارمندان به کار اضافه استفاده کرد.

The teacher's coercive approach to discipline was ineffective in the long run.

رویکرد اجباری معلم به انضباط در درازمدت مؤثر نبود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید