cognizable

[ایالات متحده]/ˈkɒɡnɪzəbl/
[بریتانیا]/ˈkɑːɡnɪzəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل شناسایی یا شناسایی شده؛ قابل قضاوت در یک دادگاه؛ در صلاحیت یک دادگاه؛ قابل تشخیص

عبارات و ترکیب‌ها

cognizable offense

جرائم قابل شناسایی

cognizable crime

جرائم قابل شناسایی

cognizable jurisdiction

قضاوت قابل شناسایی

cognizable matter

موضوع قابل شناسایی

cognizable claim

ادعای قابل شناسایی

cognizable evidence

شهادت قابل شناسایی

cognizable issue

مسئله قابل شناسایی

cognizable category

دسته بندی قابل شناسایی

cognizable rights

حقوق قابل شناسایی

cognizable facts

حقایق قابل شناسایی

جملات نمونه

the evidence presented was not cognizable in court.

شواهدی که ارائه شد در دادگاه قابل تشخیص نبود.

she found the concepts in the lecture to be easily cognizable.

او دریافت که مفاهیم ارائه شده در سخنرانی به راحتی قابل درک هستند.

the lawyer argued that the charges were cognizable under the law.

وکیل استدلال کرد که اتهامات طبق قانون قابل پیگیری هستند.

his actions were cognizable as a breach of contract.

اقدامات او به عنوان نقض قرارداد قابل تشخیص بود.

the committee deemed the issue cognizable for further investigation.

کمیته موضوع را برای تحقیقات بیشتر قابل پیگیری تشخیص داد.

some offenses are not cognizable without sufficient evidence.

برخی از جرایم بدون شواهد کافی قابل پیگیری نیستند.

her explanations were clear and cognizable to everyone.

توضیحات او واضح و برای همه قابل درک بود.

the findings were considered cognizable by the scientific community.

یافته‌ها توسط جامعه علمی قابل پیگیری تلقی شدند.

in legal terms, cognizable offenses require immediate attention.

از نظر قانونی، اتهامات قابل پیگیری نیاز به توجه فوری دارند.

the report included several cognizable points for discussion.

گزارش شامل چندین نکته قابل پیگیری برای بحث بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید