cognizable offense
جرائم قابل شناسایی
cognizable crime
جرائم قابل شناسایی
cognizable jurisdiction
قضاوت قابل شناسایی
cognizable matter
موضوع قابل شناسایی
cognizable claim
ادعای قابل شناسایی
cognizable evidence
شهادت قابل شناسایی
cognizable issue
مسئله قابل شناسایی
cognizable category
دسته بندی قابل شناسایی
cognizable rights
حقوق قابل شناسایی
cognizable facts
حقایق قابل شناسایی
the evidence presented was not cognizable in court.
شواهدی که ارائه شد در دادگاه قابل تشخیص نبود.
she found the concepts in the lecture to be easily cognizable.
او دریافت که مفاهیم ارائه شده در سخنرانی به راحتی قابل درک هستند.
the lawyer argued that the charges were cognizable under the law.
وکیل استدلال کرد که اتهامات طبق قانون قابل پیگیری هستند.
his actions were cognizable as a breach of contract.
اقدامات او به عنوان نقض قرارداد قابل تشخیص بود.
the committee deemed the issue cognizable for further investigation.
کمیته موضوع را برای تحقیقات بیشتر قابل پیگیری تشخیص داد.
some offenses are not cognizable without sufficient evidence.
برخی از جرایم بدون شواهد کافی قابل پیگیری نیستند.
her explanations were clear and cognizable to everyone.
توضیحات او واضح و برای همه قابل درک بود.
the findings were considered cognizable by the scientific community.
یافتهها توسط جامعه علمی قابل پیگیری تلقی شدند.
in legal terms, cognizable offenses require immediate attention.
از نظر قانونی، اتهامات قابل پیگیری نیاز به توجه فوری دارند.
the report included several cognizable points for discussion.
گزارش شامل چندین نکته قابل پیگیری برای بحث بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید