cohering

[ایالات متحده]/kəʊˈhɪərɪŋ/
[بریتانیا]/koʊˈhɪrɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چسبیدن به هم; متحد شدن; سازگار بودن (در نظرات، استدلال، و غیره)

عبارات و ترکیب‌ها

cohering ideas

هم‌نویسی ایده‌ها

cohering principles

هم‌نویسی اصول

cohering themes

هم‌نویسی موضوعات

cohering concepts

هم‌نویسی مفاهیم

cohering elements

هم‌نویسی عناصر

cohering factors

هم‌نویسی عوامل

cohering narratives

هم‌نویسی روایت‌ها

cohering strategies

هم‌نویسی استراتژی‌ها

cohering arguments

هم‌نویسی استدلال‌ها

cohering structures

هم‌نویسی ساختارها

جملات نمونه

the team is cohering well after the recent changes.

تیم پس از تغییرات اخیر به خوبی در حال هماهنگی است.

cohering ideas can lead to a more effective presentation.

ایده‌های هماهنگ می‌توانند منجر به ارائه مؤثرتری شوند.

the community is cohering around a common goal.

جامعه در حال هماهنگی حول یک هدف مشترک است.

cohering different cultures can enrich our understanding.

هماهنگ کردن فرهنگ‌های مختلف می‌تواند درک ما را غنی کند.

the writer is cohering various themes in the novel.

نویسنده مضامین مختلف را در رمان در حال هماهنگی است.

cohering forces are essential for team success.

نیروهای هماهنگ برای موفقیت تیم ضروری هستند.

they are cohering their resources to tackle the project.

آنها منابع خود را برای مقابله با پروژه در حال هماهنگی هستند.

cohering efforts from all members is crucial.

هماهنگی تلاش‌ها از همه اعضا بسیار مهم است.

cohering around shared values strengthens the organization.

هماهنگی حول ارزش‌های مشترک سازمان را تقویت می‌کند.

cohering evidence is necessary for a strong argument.

هماهنگ کردن مدارک برای یک استدلال قوی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید