| جمع | collets |
collet chuck
چک کلت
collet tool
ابزار پرس
collet holder
نگهدارنده پرس
collet size
اندازه پرس
collet nut
مهره پرس
collet grip
گیره پرس
collet set
ست پرس
collet fitting
اتصال پرس
collet mechanism
مکانیزم پرس
collet system
سیستم پرس
she decided to collet her thoughts before speaking.
او تصمیم گرفت قبل از صحبت کردن افکار خود را جمع کند.
he used a special tool to collet the metal pieces together.
او از یک ابزار خاص برای جمع کردن قطعات فلزی استفاده کرد.
in the meeting, we need to collet all the feedback.
در جلسه، ما نیاز داریم تمام بازخوردها را جمع کنیم.
she will collet the data for her research project.
او داده ها را برای پروژه تحقیقاتی خود جمع آوری خواهد کرد.
they plan to collet donations for the charity event.
آنها قصد دارند برای رویداد خیریه کمک های مالی جمع آوری کنند.
he forgot to collet his thoughts before writing.
او فراموش کرد قبل از نوشتن افکار خود را جمع کند.
we need to collet evidence for the investigation.
ما نیاز داریم مدارک را برای تحقیقات جمع آوری کنیم.
she will collet her friends for a surprise party.
او دوستانش را برای یک مهمانی غافلگیر کننده جمع خواهد کرد.
it is important to collet accurate information.
ارائه اطلاعات دقیق مهم است.
he tried to collet himself after the shocking news.
او سعی کرد بعد از اخبار تکان دهنده خود را کنترل کند.
collet chuck
چک کلت
collet tool
ابزار پرس
collet holder
نگهدارنده پرس
collet size
اندازه پرس
collet nut
مهره پرس
collet grip
گیره پرس
collet set
ست پرس
collet fitting
اتصال پرس
collet mechanism
مکانیزم پرس
collet system
سیستم پرس
she decided to collet her thoughts before speaking.
او تصمیم گرفت قبل از صحبت کردن افکار خود را جمع کند.
he used a special tool to collet the metal pieces together.
او از یک ابزار خاص برای جمع کردن قطعات فلزی استفاده کرد.
in the meeting, we need to collet all the feedback.
در جلسه، ما نیاز داریم تمام بازخوردها را جمع کنیم.
she will collet the data for her research project.
او داده ها را برای پروژه تحقیقاتی خود جمع آوری خواهد کرد.
they plan to collet donations for the charity event.
آنها قصد دارند برای رویداد خیریه کمک های مالی جمع آوری کنند.
he forgot to collet his thoughts before writing.
او فراموش کرد قبل از نوشتن افکار خود را جمع کند.
we need to collet evidence for the investigation.
ما نیاز داریم مدارک را برای تحقیقات جمع آوری کنیم.
she will collet her friends for a surprise party.
او دوستانش را برای یک مهمانی غافلگیر کننده جمع خواهد کرد.
it is important to collet accurate information.
ارائه اطلاعات دقیق مهم است.
he tried to collet himself after the shocking news.
او سعی کرد بعد از اخبار تکان دهنده خود را کنترل کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید