colligates

[ایالات متحده]/kəˈlɪɡeɪts/
[بریتانیا]/kəˈlɪɡeɪts/

ترجمه

v. به هم بستن؛ بسته بندی کردن؛ یکپارچه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

colligates with

همراه با

colligates data

همبسته با داده‌ها

colligates concepts

همبسته با مفاهیم

colligates information

همبسته با اطلاعات

colligates variables

همبسته با متغیرها

colligates findings

همبسته با یافته‌ها

colligates theories

همبسته با نظریه‌ها

colligates elements

همبسته با عناصر

colligates features

همبسته با ویژگی‌ها

colligates results

همبسته با نتایج

جملات نمونه

words often colligate with specific prepositions.

گاهی اوقات کلمات با حروف اضافه خاص همراه می‌شوند.

in linguistics, we study how verbs colligate with their subjects.

در علم زبان‌شناسی، ما نحوه همراهی فعل‌ها با فاعل خود را مطالعه می‌کنیم.

understanding how phrases colligate can improve your writing.

درک نحوه همراهی عبارات می‌تواند به بهبود نوشتار شما کمک کند.

adjectives colligate with nouns to form meaningful phrases.

صفت‌ها با اسامی همراه می‌شوند تا عبارات معناداری را شکل دهند.

certain verbs colligate with specific objects in english.

برخی از فعل‌ها با اشیاء خاص در انگلیسی همراه می‌شوند.

we need to analyze how words colligate in different contexts.

ما باید نحوه همراهی کلمات در زمینه‌های مختلف را تجزیه و تحلیل کنیم.

teachers often explain how adverbs colligate with verbs.

معلمان اغلب توضیح می‌دهند که چگونه قیدها با فعل‌ها همراه می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید