colourss

[ایالات متحده]/ˈkʌləz/
[بریتانیا]/ˈkʌlərz/

ترجمه

n. رنگ‌ها؛ ویژگی‌ها؛ پرچم‌ها؛ ظاهرها (جمع از colour)
v. تحت تأثیر قرار می‌دهد (فرم سوم شخص مفرد از colour)؛ رنگ دادن

عبارات و ترکیب‌ها

bright colours

رنگ‌های روشن

changing colours

تغییر رنگ‌ها

muted colours

رنگ‌های ملایم

colour scheme

طرح رنگ

colour palette

پالت رنگ

colour blends

ترکیب رنگ‌ها

colour contrast

کنتراست رنگ

colourful clothes

لباس رنگارنگ

colour analysis

تجزیه و تحلیل رنگ

colour choices

انتخاب رنگ

جملات نمونه

the children were playing with colourful balloons.

کودکان با بادکنک‌های رنگارنگ بازی می‌کردند.

the sunset painted the sky in vibrant colours.

غروب خورشید آسمان را با رنگ‌های زنده نقاشی کرد.

the artist used a range of colours in the painting.

هنرمند از طیف گسترده‌ای از رنگ‌ها در نقاشی استفاده کرد.

i love the calming colours of a blue ocean.

من عاشق رنگ‌های آرام‌بخش یک اقیانوس آبی هستم.

the room was decorated in soft pastel colours.

اتاق با رنگ‌های پاستلی ملایم تزئین شده بود.

the flowers were a beautiful array of colours.

گل‌ها مجموعه‌ای زیبا از رنگ‌ها بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید