combats

[ایالات متحده]/ˈkɒm.bæts/
[بریتانیا]/ˈkɑːm.bæts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. مبارزه کردن علیه; تلاش کردن علیه; جلوگیری کردن; کاهش دادن

عبارات و ترکیب‌ها

combats poverty

مقابله با فقر

combats crime

مقابله با جرم

combats disease

مقابله با بیماری

combats terrorism

مقابله با تروریسم

combats injustice

مقابله با بی‌عدالتی

combats addiction

مقابله با اعتیاد

combats bullying

مقابله با زورگویی

combats climate change

مقابله با تغییرات آب و هوایی

combats inequality

مقابله با نابرابری

combats violence

مقابله با خشونت

جملات نمونه

he combats his fears every day.

او هر روز با ترس‌های خود مبارزه می‌کند.

the team combats climate change through innovation.

تیم با استفاده از نوآوری، تغییرات آب و هوایی را کنترل می‌کند.

she combats loneliness by staying active.

او با فعال ماندن، با تنهایی مبارزه می‌کند.

the government combats corruption with strict laws.

دولت با قوانین سختگیرانه با فساد مبارزه می‌کند.

he combats illness with a healthy lifestyle.

او با یک سبک زندگی سالم با بیماری مبارزه می‌کند.

the organization combats poverty through education.

سازمان با استفاده از آموزش با فقر مبارزه می‌کند.

she combats stress with meditation and yoga.

او با مدیتیشن و یوگا با استرس مبارزه می‌کند.

the army combats threats to national security.

ارتش با تهدیدات امنیت ملی مبارزه می‌کند.

he combats misinformation online.

او اطلاعات نادرست را به صورت آنلاین کنترل می‌کند.

they combat discrimination in the workplace.

آنها با تبعیض در محل کار مبارزه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید