combated

[ایالات متحده]/kəmˈbætɪd/
[بریتانیا]/kəmˈbætɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و مفعول گذشته combat

عبارات و ترکیب‌ها

combated crime

مقابله با جرم

combated poverty

مقابله با فقر

combated illness

مقابله با بیماری

combated terrorism

مقابله با تروریسم

combated hate

مقابله با نفرت

combated corruption

مقابله با فساد

combated violence

مقابله با خشونت

combated addiction

مقابله با اعتیاد

combated fraud

مقابله با تقلب

combated discrimination

مقابله با تبعیض

جملات نمونه

the team combated the virus with innovative technology.

تیم با استفاده از فناوری‌های نوآورانه با ویروس مقابله کرد.

she combated her fears by facing them directly.

او با رویارویی مستقیم با ترس‌هایش با آن‌ها مقابله کرد.

the community combated poverty through education initiatives.

جامعه با طرح‌های آموزشی با فقر مقابله کرد.

he combated misinformation by sharing verified facts.

او با انتشار حقایق تایید شده با اطلاعات نادرست مقابله کرد.

the soldiers combated the enemy with great courage.

سربازان با شجاعت فراوان با دشمن مقابله کردند.

the activists combated climate change through awareness campaigns.

فعال‌ها با کمپین‌های آگاهی‌رسانی با تغییرات آب و هوایی مقابله کردند.

she combated the challenges of her new job with determination.

او با قاطعیت با چالش‌های شغل جدیدش مقابله کرد.

the government combated corruption by implementing strict laws.

دولت با اجرای قوانین سختگیرانه با فساد مقابله کرد.

he combated his bad habits by setting clear goals.

او با تعیین اهداف مشخص با عادت‌های بدش مقابله کرد.

the organization combated discrimination by promoting equality.

سازمان با ترویج برابری با تبعیض مقابله کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید