combed

[ایالات متحده]/kəʊmd/
[بریتانیا]/koʊmd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شانه ریز
v. مرتب کردن یا آراسته کردن مو؛ به دقت جستجو کردن

عبارات و ترکیب‌ها

combed hair

موهای شانه شده

combed through

از طریق شانه کردن

combed style

سبک شانه شده

combed back

به عقب شانه شده

combed wool

پشم شانه شده

combed cotton

پنبه شانه شده

combed fringe

ناودان شانه شده

combed locks

قفل‌های شانه شده

combed texture

بافت شانه شده

combed design

طرح شانه شده

جملات نمونه

the girl combed her hair before going out.

دختر قبل از بيرون رفتن موهايش را شانه کرد.

he carefully combed through the documents for errors.

او با دقت مدارک را برای یافتن خطاها شانه کرد.

after the storm, she combed the beach for seashells.

بعد از طوفان، او ساحل را برای یافتن صدف ها شانه کرد.

she combed the neighborhood looking for her lost cat.

او محله را برای یافتن گربه گم شده اش شانه کرد.

the stylist combed the model's hair for the photoshoot.

آرايشگر موهای مدل را برای عكس گرفتن شانه كرد.

he combed his beard before the interview.

او قبل از مصاحبه ريش خود را شانه كرد.

she combed through the data to find the trends.

او داده ها را برای یافتن روندها شانه کرد.

the teacher combed the homework for plagiarism.

معلم تكليف را برای سرقت ادبی بررسی کرد.

he combed back his hair for a neat appearance.

او موهای خود را به عقب شانه کرد تا ظاهری مرتب داشته باشد.

they combed the forest for signs of wildlife.

آنها جنگل را برای یافتن علائم حیات وحش شانه کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید