combed hair
موهای شانه شده
combed through
از طریق شانه کردن
combed style
سبک شانه شده
combed back
به عقب شانه شده
combed wool
پشم شانه شده
combed cotton
پنبه شانه شده
combed fringe
ناودان شانه شده
combed locks
قفلهای شانه شده
combed texture
بافت شانه شده
combed design
طرح شانه شده
the girl combed her hair before going out.
دختر قبل از بيرون رفتن موهايش را شانه کرد.
he carefully combed through the documents for errors.
او با دقت مدارک را برای یافتن خطاها شانه کرد.
after the storm, she combed the beach for seashells.
بعد از طوفان، او ساحل را برای یافتن صدف ها شانه کرد.
she combed the neighborhood looking for her lost cat.
او محله را برای یافتن گربه گم شده اش شانه کرد.
the stylist combed the model's hair for the photoshoot.
آرايشگر موهای مدل را برای عكس گرفتن شانه كرد.
he combed his beard before the interview.
او قبل از مصاحبه ريش خود را شانه كرد.
she combed through the data to find the trends.
او داده ها را برای یافتن روندها شانه کرد.
the teacher combed the homework for plagiarism.
معلم تكليف را برای سرقت ادبی بررسی کرد.
he combed back his hair for a neat appearance.
او موهای خود را به عقب شانه کرد تا ظاهری مرتب داشته باشد.
they combed the forest for signs of wildlife.
آنها جنگل را برای یافتن علائم حیات وحش شانه کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید