combust

[ایالات متحده]/kəmˈbʌst/
[بریتانیا]/kəmˈbʌst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سوختن سوخت یا سوزاندن
Word Forms
قسمت سوم فعلcombusted
زمان گذشتهcombusted
صفت یا فعل حال استمراریcombusting
شکل سوم شخص مفردcombusts
جمعcombusts

عبارات و ترکیب‌ها

combust with anger

خشمگین شدن

combust in flames

در شعله تبدیل شدن

combust rapidly

به سرعت سوختن

combust under pressure

تحت فشار سوختن

combust spontaneously

به طور خود به خود سوختن

combust easily

به راحتی سوختن

combustible material

مواد قابل اشتعال

combustion process

فرآیند سوختن

combustion chamber

اتاق احتراق

combustible gas

گاز قابل اشتعال

جملات نمونه

the fuel will combust at a high temperature.

سوخت در دمای بالا خواهد سوخت.

when exposed to air, the material can combust spontaneously.

هنگامی که در معرض هوا قرار می گیرد، ماده می تواند به طور خود جوش سوخت.

firefighters are trained to handle combusting materials safely.

آتش نشانان آموزش دیده اند تا با خیال راحت با مواد در حال سوختن برخورد کنند.

combustion engines combust fuel to generate power.

موتورهای احتراق سوخت را می سوزانند تا نیرو تولید کنند.

it's important to control the conditions under which substances combust.

کنترل شرایطی که مواد قابل احتراق در آن می سوزند مهم است.

combustion reactions release energy in the form of heat.

واکنش های احتراق انرژی را به شکل گرما آزاد می کنند.

some materials combust more easily than others.

برخی از مواد راحت تر از سایرین می سوزند.

the experiment showed how quickly certain chemicals combust.

آزمایش نشان داد که برخی مواد شیمیایی چقدر سریع می سوزند.

combustible waste should be disposed of properly.

ضایعات قابل احتراق باید به درستی دفع شوند.

understanding how to combust materials safely is crucial.

درک نحوه ایمن سوزاندن مواد بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید