communalizing

[ایالات متحده]/kəˈmjuːnəlaɪzɪŋ/
[بریتانیا]/kəˈmjunəˌlaɪzɪŋ/

ترجمه

v. عمل ایجاد چیزی به صورت مشترک یا مشترک شده

عبارات و ترکیب‌ها

communalizing resources

تقسیم منابع

communalizing spaces

تقسیم فضاها

communalizing efforts

تقسیم تلاش‌ها

communalizing knowledge

تقسیم دانش

communalizing activities

تقسیم فعالیت‌ها

communalizing services

تقسیم خدمات

communalizing goals

تقسیم اهداف

communalizing ideas

تقسیم ایده‌ها

communalizing practices

تقسیم روش‌ها

communalizing solutions

تقسیم راه حل‌ها

جملات نمونه

the community focused on communalizing their resources.

جامعه بر به اشتراک‌گذاری منابع خود تمرکز کرد.

they are communalizing the garden for everyone to enjoy.

آنها در حال به اشتراک‌گذاری باغ برای لذت بردن همه هستند.

communalizing efforts can strengthen neighborhood bonds.

تلاش‌های به اشتراک‌گذاری می‌تواند پیوندهای محله را تقویت کند.

the project aims at communalizing public spaces.

این پروژه با هدف به اشتراک‌گذاری فضاهای عمومی است.

communalizing knowledge can benefit all members.

به اشتراک‌گذاری دانش می‌تواند به نفع همه اعضا باشد.

they believe in communalizing the decision-making process.

آنها معتقدند که باید فرآیند تصمیم‌گیری را به اشتراک بگذاریم.

communalizing activities fosters a sense of belonging.

فعالیت‌های به اشتراک‌گذاری، حس تعلق را تقویت می‌کند.

by communalizing efforts, they achieved greater success.

با به اشتراک‌گذاری تلاش‌ها، به موفقیت بیشتری دست یافتند.

communalizing resources can lead to more efficient use.

به اشتراک‌گذاری منابع می‌تواند منجر به استفاده کارآمدتر شود.

the initiative is about communalizing education for all.

این طرح در مورد به اشتراک‌گذاری آموزش برای همه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید