commutable

[ایالات متحده]/kəˈmjuːtəbl/
[بریتانیا]/kəˈmjuːtəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل تعویض یا جایگزینی؛ قابل جبران یا تعویض در زمینه مالی

عبارات و ترکیب‌ها

commutable distance

فاصله رفت و آمد

commutable hours

ساعات رفت و آمد

commutable area

منطقه رفت و آمد

commutable location

محل رفت و آمد

commutable route

مسیر رفت و آمد

commutable job

مشغل رفت و آمد

commutable train

قطار رفت و آمد

commutable city

شهر رفت و آمد

commutable commute

رفت و آمد رفت و آمد

commutable salary

حقوق رفت و آمد

جملات نمونه

my new job is commutable from my home.

منطقه محل کار من قابل دسترس از خانه من است.

she prefers a commutable distance when looking for apartments.

او ترجیح می‌دهد هنگام جستجوی آپارتمان، فاصله قابل دسترس را در نظر بگیرد.

living in a commutable area is essential for my work-life balance.

زندگی در یک منطقه قابل دسترس برای حفظ تعادل بین کار و زندگی من ضروری است.

many people choose to live in commutable suburbs.

بسیاری از مردم ترجیح می‌دهند در حومه شهر قابل دسترس زندگی کنند.

finding a commutable route can save you a lot of time.

پیدا کردن یک مسیر قابل دسترس می‌تواند در زمان شما صرفه‌جویی کند.

he enjoys a commutable bike ride to work every day.

او از دوچرخه سواری روزانه به محل کار در یک مسیر قابل دسترس لذت می‌برد.

the city has several commutable options for commuters.

این شهر چندین گزینه قابل دسترس برای مسافران دارد.

she found a job with a commutable schedule.

او شغلی با برنامه قابل دسترس پیدا کرد.

commutable hours help employees maintain productivity.

ساعات قابل دسترس به کارمندان کمک می‌کند تا بهره‌وری خود را حفظ کنند.

they are looking for a commutable position in the city.

آنها به دنبال یک موقعیت قابل دسترس در شهر هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید