companied

[ایالات متحده]/kəmˈpænid/
[بریتانیا]/kəmˈpænid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با کسی همراهی کرده بودن

عبارات و ترکیب‌ها

companied by

همراه بودن با

companied with

همراه با

companied us

همراه ما بود

companied together

همراه همدیگر

companied him

همراه او بود

companied her

همراه او بود

companied them

همراه آنها بود

companied me

همراه من بود

companied alone

به تنهایی همراه بود

companied always

همیشه همراه بود

جملات نمونه

she was always accompanied by her loyal dog.

او همیشه با سگ وفادارش همراه بود.

the musician was accompanied by a talented pianist.

موسیقی‌دان با یک پیانیست با استعداد همراه بود.

he prefers to travel accompanied by friends.

او ترجیح می‌دهد با دوستانش سفر کند.

the presentation was accompanied by a detailed report.

ارائه با یک گزارش دقیق همراه بود.

she sang beautifully, accompanied by the orchestra.

او به زیبایی آواز خواند، همراه با ارکستر.

each meal was accompanied by a glass of wine.

هر وعده غذایی با یک لیوان شراب همراه بود.

the event was accompanied by a lot of excitement.

این رویداد با هیجان زیادی همراه بود.

the child was accompanied by her parents to the park.

کودک با والدینش به پارک رفت.

his speech was accompanied by enthusiastic applause.

سخنرانی او با تشویق‌های پرشور همراه بود.

the film was accompanied by subtitles in multiple languages.

فیلم با زیرنویس به زبان‌های متعدد همراه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید