comparator

[ایالات متحده]/kəmˈpærətə/
[بریتانیا]/kəmˈpærəˌtɔr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابزاری که برای مقایسه مقادیر استفاده می‌شود؛ دستگاهی که طبقه‌بندی‌ها را مقایسه می‌کند؛ یک مقایسه‌گر
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

value comparator

مقایسه‌گر مقدار

comparator function

تابع مقایسه‌گر

custom comparator

مقایسه‌گر سفارشی

comparator interface

واسط مقایسه‌گر

comparator method

متد مقایسه‌گر

comparator class

کلاس مقایسه‌گر

natural comparator

مقایسه‌گر طبیعی

reverse comparator

مقایسه‌گر معکوس

string comparator

مقایسه‌گر رشته

numeric comparator

مقایسه‌گر عددی

جملات نمونه

the comparator is essential for accurate measurements.

مقارنه کننده برای انجام اندازه گیری های دقیق ضروری است.

we need to use a comparator to analyze the data.

ما باید از یک مقایسه کننده برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده کنیم.

a good comparator can help in making better decisions.

یک مقایسه کننده خوب می تواند به تصمیم گیری بهتر کمک کند.

in this experiment, the comparator will show the differences.

در این آزمایش، مقایسه کننده تفاوت ها را نشان می دهد.

the comparator should be calibrated regularly for accuracy.

برای اطمینان از صحت، مقایسه کننده باید به طور منظم کالیبره شود.

using a comparator simplifies the comparison process.

استفاده از مقایسه کننده فرآیند مقایسه را ساده می کند.

he developed a new type of comparator for the project.

او یک نوع جدید مقایسه کننده برای پروژه توسعه داد.

the comparator allows for real-time data comparison.

مقایسه کننده امکان مقایسه داده های بلادرخیز را فراهم می کند.

she explained how the comparator functions in detail.

او نحوه عملکرد مقایسه کننده را به طور مفصل توضیح داد.

the comparator can be used in various scientific applications.

می توان از مقایسه کننده در کاربردهای علمی مختلف استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید